هـــمـــه فـــن حـــريف



Monday, October 30, 2006
  فيلترينگ،


شايد تنفر انگيز ترين كلمه اي كه روزانه مي شنويم همين باشد. اما مي توان به فيلترينگ به گونه اي ديگر نيز نگاه كرد.

نخست آنكه سايت هاي انترنتي چگونه فيلتر مي شوند؟
پاسخ آن است كه نرم افزارهايي (يعني برنامه هاي كامپيوتري خاصي) وجود دارند كه اين كار را انجام مي دهند. يعني با قرارگرفتن سر راه عبور اطلاعات كلمات غير مجاز را شناسايي نموده اطلاعاتي را كه شامل اين كلمات باشند را فيلتر مي نمايند.

توجه داشته باشيد كه اين برنامه كامپيوتري باهوش نيست (يا حد اقل به اندازه انسان با هوش نيست) و مي توان از راه هاي گوناگون او را گول زد.
نكته ديگر اينكه برنامه هاي مربوط به فيلترينگ را كشور هايي مانند ايران يا چين (كه محدود ترين كشورهاي دنيا در زمينه ارتباط اينترنت هستند) ننوشته اند بلكه كشورهاي بسيار پيشرفته (و آزاد) دنيا مثل امريكا و آلمان نوشته اند. منظور شركت هاي توليد كننده اين نرم افزار ها نه محدود ساختن عموم مردم از دسترسي به اطلاعات بلكه برعكس جلوگيري كودكان و افراد زير سن قانوني به محتوي سايت هاي پرنوگرافي در مدارس يا كارمندان شركت ها و ادارات از سر زدن به چنين سايت هايي در ساعات اداري است. در حالي كه دسترسي عموم مردم به همه بخش هاي اينترنت بدون هيچ محدوديت باز است.

در ايران و چين براي توليد نرم افزارهاي عمومي فيلترينگ تلاش هايي انجام شده است.

بنابر مطالب بالا، از انجايي كه نرم افزارهاي فيلترينگ نخست براي جلوگيري از دسترسي به سايت هاي پرنوگرافيك نوشته شده اند و دوم، براي كار در شبكه هاي محلي در سطح ملي، براي محدود سازي هر آنجه كه دولت ها خوش ندارند كارآيي خوبي ندارند.

در واقع راه هاي بسيار زيادي براي عبور، دور زدن و گول زدن فيلتر وجود دارد. در اينجا قصد تدريس راه هاي عبور از فيلتر را ندارم. بلكه بيشتر هدف ام باز گو كردن اين مطلب است كه اگر فيلتر را به عنوان روبوتي برنامه ريزي شده در نظر بگيريد هميشه راه حل هاي جالب براي گول زدن آن را خواهيد يافت و به ياد داشته باشيد كه طرف فيلتريگ ملي ميليون ها نفر كاربر عصباني است كه اگر دست به دست هم دهند مي توانند سوراخ هاي گوناگون فيلتر را شناسايي كرده از جهات مختلف آن را هدف قرار دهند و شايد روزي آن را بطور كامل از كار اندازند.

 
 
| | Email



Friday, October 27, 2006
  ايراني،


روي اين آدري كليك كنيد www.google.com بله همان گوگل خودمان است. و در قسمت جستجوي آن بنويسيد "ايراني" و كليد Search را فشار دهيد. با كمال تعجب در چندين صفحه اول فقط چند سايت فارسي زبان مي يابيد كه از اين كلمه استفاده كرده باشند.
حال براي مثال اسم خود را تايپ كنيد (به فارسي) يا حتي تايپ كنيد "كونم" البته براي اينكه فيلتر جلوي آن را نگيرد يك حرف بيخودي مثلا ' به ته آن اضافه كنيد. و ببينيد ماشالله چقدر طرفدار دارد.
اين هم درس امروز.

 
 
| | Email



Sunday, October 22, 2006
  بدون عنوان،


انرژی هسته ای حق مسلم ماست.
محدودیت در سرعت دسترسی کاربران به اینترنت.
اسرائیل به زودی نابود می شود.
دختربچه 17 ساله محکوم به اعدام نمایشگاهی نقاشی برگزار نموده که بیگناهیش و احساسش از کشته شدن را اعلام نماید.
مرگ بر امریکا.
سایت های خبری مهم فارسی زبان فیلتر شده اند.
...
آنتن های مخصوص دریافت شبکه های ماهواره ای جمع آوری می شوند.
روزنامه .. بعد از .. شماره تعطیل شد.

 
 
| | Email



Tuesday, October 17, 2006
  حیواناتی به نام ایرانی،


متاسفانه از سرزمینی هستم و به زبانی حرف می زنم که متعلق به حیواناتی وحشی به نام ایرانی است.
شب راحت سر به بستر می گذاریم، احیا می گیریم و با نام خدا روزه می گیریم و نماز می خوانیم در سر زمینی که احمد باطبیش تنها به جرم نشان دادن پیراهن خونی هم کلاسی به اعدام محکوم شد و بعد که مورد لطف قرار گرفت اکنون در زندان برای انجام مداوای پزشکی باید سیصد میلیون تومان وثیقه بگذارند تا در بیاید.

خبر زیر را که می خواندم می دیدم که این مام وطن چه کثافت هایی را پروانده و همه در لجن زندگی روزمره چنان بی تفاوت در هم می لولیم.

همسر احمد باطبی از مرخصی دو روزه وی برای ادامه درمان خبر داده است.سمیه بینات، همسر احمد باطبی درگفتگویی با سایت فارسی بی بی سی گفت که احمد باطبی با وثیقه سیصد میلیون تومانی برای دو روز مرخصی از زندان آزاد شده است.احمد باطبی در جريان اعتراضهای دانشجويی هيجدهم تير 1378(1999) در تهران بازداشت شد و ابتدا به اعدام محکوم گرديد اما اين حکم در مراحل بعدی دادرسی به پانزده سال زندان تقليل يافت.خانم بینات در این گفتگو اعلام کرد که با گرو گذ�! �شتن یک سند صد میلیون تومانی دیگر به همراه وثیقه 200 میلیون تومانی قبلی امکان آزادی چهل و هشت ساعته احمد باطبی فراهم آمده است.

 
 
| | Email



Sunday, October 15, 2006
  ملت با شعور،


داشتم خبر مربوط به معلم جواني رو در يورك شاير بريتانيا مي خوندم كه در سر كلاس حاضر به برداشتم رو بنده از چهره خود نبوده طوري كه شاگردان كلاس گاهي متوجه منظور او نمي شده اند. درحالي كه در كشور هاي سنتي اسلامي مثل ايران هم معلم ها و استادان دانشگاه از رو بنده براي رفتن سر كلاس استفاده نمي كنند.
اين ماجرا در ادامه درخواست جك استرا رهبر حزب كارگر در مجلس عوام بريتانياست كه از زنان مسلمان در محدوده انتخاباتي خود خواسته بود كه در جلسات عمومي از روبنده استفاده نكنند تا ديگران بتوانند حركات چهره (يا همان Body Language) آنان را ديده با آنان ارتباط مستقيم (رو در رو) برقرار كنند.
اين بحث كم كم داغ مي شود كه روبنده و چدار كامل (سرتاسري) تا چه حد باعث جدايي جنسي (كه در بريتانيا خلاف قانون است) و فاصله بين جامعه مسلمان و بقيه جامعه بريتانيايي مي شود.
برخلاف داستان چندسال پيش در فرانسه كه والدين و معلمان به خيابان ريختند و گفتند تا زماني كه شاگردان محجبه در مدارس هستند ما به سر كلاس نمي رويم (كه البته مبتني بر قانوني 110 ساله در فرانسه بود كه هر گونه تبليغ مذهبي را در مدارس دولتي فرانسه ممنوع مي كرد) اينبار جامعه بريتاينايي به آرامي و با حوصله با اين موضوع برخورد مي كند.
طبق نظرسنجي كه روزنامه گاردين انجام داده 53 درصد مردم بريتانيا با نظر جك استرا موافق هستند و معتقدند كه چادر و روبنده باعث جدايي جامعه مسلمان از بقيه جامعه مي شود ولي 75 درصد مردم با ممنوعيت استفاده از چادر در خارج از خانه مخالف بوده اند.
در اين بين كن لوينگستون شهردار لندن نيز به صف مبارزه عليه روبنده پيوسته و از جامعه مسلمانان خواسته كه خود اين پوشش را كنار گذارند هرچند شهردار نيز معتقد است كه تغيير بايد درون جامعه مسلمان روي دهد نه آنكه از بيرون به آن تحميل گردد.
اينكه مشكل جديدي به نام اسلام افراطي مردم اين كشور را به وحشت انداخته و اينكه بيشتر بمب گذاران انتخاري جوان هاي مسلماني بوده اند كه درون جامعه بريتانيايي بزرگ شده اند، مردم اين كشور را بر آن داشته تا نسبت به ريشه هاي اين مسئله حساس شوند و در پي چاره بگردند، اما به جاي رفتارهاي نسنجيده و از روي احساسات هر قدم را با فكر و مشورت و بحث آزاد در رسانه ها به پيش مي برند طوري كه حتي برخي از رهبران مسلمان نيز با نظر جك استرا موافقت كرده اند ولي گفته اند كه تغييرات نياز به زمان دارد.

خاصيت دنياي ارتباطات جهاني اين است كه در آن سوي دنيا مي توان درس هاي بسيار از مردمي گرفت كه هر تصميمي را با فكر نه احساس و پيشداوري مي گيرند.

 
 
| | Email



Tuesday, October 10, 2006
  مرز توهین،


خیلی جالبه که بعضی از دوستان با قاطعیت میگند توهین را باید پاک کرد. زیاد موافق نیستم، اون رو هم که مهدی گفته تا حدی قبول دارم ولی باز هم می گم که پاک کردن به شدت بر خلاف میل باطنیم است.
معتقدم که باید مرز توهین را خیلی دور برد، این روز ها مد شده هرکسی حرفی برخلاف میل ما بزنه توهین شده به ما و باید برخورد کنیم و ... همه نشریاتی در این سال ها در ایران بسته شده اند بر این پایه فرهنگی بوده.
توهین به عقیده مردم یا توهین به مقدسات معنی نداره و توهین به شخصیت دیگران نیز تنها وقتی معنی پیدا می کنه که اون شخص خود شاکی باشد. در غیر این صورت هیچ حرفی توهین آمیز نیست.
آنچه را برخلاف میلم پاک کردم با سلیقه خودم توهین آمیز نسبت به نژاد مردمی می دانستم که در شان مطالب این وبلاگ نبود.
صبر و تحمل خیلی مهم تر از پاک کردنه، دلیلی هم نمی بینم که اگر کسی از نوشته دیگری ناراحت شد یا خوشش نیامد مجبور به سانسور آن نوشته باشم.

 
 
| | Email



Sunday, October 08, 2006
  توهين ممنوع،


من بر خلاف ميل باطنيم و با اينكه دوستان ديگه وبلاگ نويس معمولا اين كار رو نمي كنند، مجبور شدم كامنت مهديس رو كه اتفاقا قصد مطرح كردن موضوعات جالبي داشت رو حذف كنم. چون هم به مذهب و از اون خيلي بد تر به نژاد مردم توهين كرده بود كه دومي اصلا برام قابل تحمل نبود.
از مهديس جون خواهش مي كنم كه كامنت جالب خودش رو با زبان آرام تر بدون توهين به ديگران دوباره مطرح كنند تا من و ديگران بيشتر با نظراتش آشنا بشيم.


 
 
| | Email



Thursday, October 05, 2006
  رمضان,


گاهي فكر كردن به ريشه هاي بعضي سنن به درك بهتر اون ها كمك مي كنه. به پيروي از ضد برساختگرايان عقيده ندارم كه هر نهاد اجتماعي به صورت عقلاني به منظور برآورده نمودن نيازي خاص يا رسيدن به هدفي خاص طراحي و اجرا شده است، كه چنين چيزي به هزاران دليل غير ممكن و حتي برخلاف عقل سليم جاري در سطح جامعه خواهد بود. به عكس، نهادها و رسوم اجتماعي در اثر تمرينات و شكست هاي جامعه و حذف رسوم ناسازگار با اوضاع و احوال روز تكامل مي يابند. عقل سليم جاري در جامعه (اين اصطلاح را به اين دليل به كار مي برم كه عقل سليم را موضوع انتزاعي و خارج از دانش مكتوم در بطن جامعه نمي دانم) با اين رسوم و نهاد ها همزيستي خواهد داشت.
امروزه در ماه رمضان به سر مي بريم جداي از جنجال هاي مربوط به زمان شروع و پايان ماه، برگزاري مراسم مربوط به آن نيز قابل توجه است. در اين بين سوال هاي بي پاسخ يا غير قابل پاسخ دادن نيز بيشتر.
براي مثال خانم انوشه انصاري زماني كه در مدار زمين به سر مي بردند و در هر زمان كه از پنجره سفينه فضايي خود به بيرون نگاه مي كردند يا در زمان راهپيمايي هاي فضايي، ماه را به صورت كامل (ماه كامل مي ديدند)، ماه رمضان با چنان دقتي كه از دوبي به تهران و بغداد يك روز تفاوت زمان دارد در مدار زمين كي شروع شده و كي خاتمه مي يابد ضمنا ساعات شرعي به وقت مدار زمين كدام ها هستند، تازه شانس آورده ايم كه ايشان قدم بر ماه نگذاشتند كه در آنجا ديگر اوضاع قمر در عقرب مي شد!!!!!!!!!!!!!!!
بگذريم، شايد بتوانيم موضوع را طور ديگر نگاه كنيم، اين رسم را در نظر بگيريد.
جامعه اي داريم (نه الزاما همه مسلمان)، در اين جامعه رسم بر آن است كه غني و فقير يك ماه در سال را روزي يك وعده غذا (نهار) نمي خورند و آخر ماه سي وعده غذاي نخورده را خودش يا پولش را به نيازمندان مي دهند. آنكه پيتزا مي خورده پيتزا و آنكه نون خالي مي خورده نون خالي. نكته نخوردن در آن است كه طعم گرسنگي از ياد نرود، نه ساعت 6:23 دقيقه صبحي در كار است نه بوي گند دهان و نه آب نخوردن و هزاران بيماري و مسئله غير قابل حل، ضمنا در كره ماه نيز قابل اجراست.
امروز زماني است كه بيشتر سنن ما با چالش غيرقابل اجرا شدن و بي كاربرد شدن روبرو هستند راه ساده دور انداختن يا دو دستي چسبيدن به آنهاست راه سخت تر بكارگيري عقل سليم براي انطباق آنها با شرايط و تكامل دادن شان است.

 
 
| | Email
 

 دربــاره همه فن حريف
نگاه غير انتقادی همه فن حريف به ديگران...


 بقيه همه فن حريفها
 نوشته هاى قديمى
همه فن حريف با RSS


 بــا تـشـكــــــر از

Powered by Blogger