تشکر،
نوروز امسال تفاوت هاي زيادي با سال هاي گذشته داشت، يکي از مهم ترين اين تفاوت ها ظاهرا اين بوده که تا اين لحظه از تعطيلات آمار تصادفات رانندگي بين جاده اي در شهرهاي کشور به ميزان 40 درصد کمتر از زمان مشابه در سال گذشته بوده است. بخش عظيم اين تغيير را مديون زحمات بسيار پليس راه و نيروي انتظامي در طول ايام عيد هستيم. هفته اول تعطيلات رو به جنوب سفر کردم و به چشم خود مي ديدم که اين نيروها به صورت شبانه روزي مشغول گشت زني و رسيدگي به مشکلات پيش آمده هستند و از طرف ديگر وجودشان باعث مي شد که ملت خلاف کار از ترس هم که شده بيشتر مواظب رفتار خود باشند.
به هر حال، بايد از زحمات اين نيرو تشکر کنم همينطور از اورژانس و نيرو هاي امداد خودرو که مسافرتي امن را براي من و بسياري ديگر فراهم نمودند.
خوزستان،
اسفند و اول فروردين بهترين فصل براي مسافرت به جنوب مخصوصا به خوزستان است. در اين زمان، تا جايي که چشم کار مي کند سبزي مي بينيد و هواي خوب و مه صبحگاهي و گل هاي شقايق گله هاي گوسفند و بز و زندگي و طبيعت.
روز 30 اسفند اهواز بودم، هوا بسيار مطبوع بود با گرماي ملايم. آب رودخانه همانطور که از قبل انتظار مي رفت بالا بود و جاده هاي ساحلي را در خود فرو برده بود. دوم عيد رفتم آبادان. جاده اهواز آبادان بسيار خوب شده و باند براي رفت و دو باند هم براي برگشت، جاده اي صاف و بدون پيچ و خم. تالاب هاي نزديک آبادان بسيار کم آب و نزديک تر به شهر کاملا خشک بودند، نمي دانم گرماي هوا دليل آن بود يا چيز ديگر. شهر بسيار آباد شده، ده سال پيش آخرين باري بود که آنجا بودم و در اين مدت بسيار تغيير کرده است. مشکل اصلي نبودن تابلو هاي راهنماي خيابان ها است، به طوري که اگر خاطره اي از شهر نداشته باشيد، در همان لحظه ورود گم خواهيد شد. جايي براي فروش نقشه شهر وجود ندارد (نمي دانم که آيا نقشه شهر توليد شده است يا خير). نهار را در هتل کاروانسرا خوردم، بر خلاف ساختمان بسيار شيک و محيط زيباي بيرون، سرويس و غذاي بسيار بدي دارد. هواي داخل هتل نيز به خوبي تهويه نمي شود. نهار بسيار گران تمام شد.
چند روز بعد دوباره و اين بار با گروهي از دوستان به آبادان برگشتم. اينبار خرمشهر رو هم ديديم.
خرمشهر،
خرمشهر جاي ديدني زياد ندارد (يا اگر داشته باشد، به دليل تبليغات ضعيف توريست هاي تازه وارد را به خود جلب نمي کند). با همه اين مسائل اگر به خرمشهر مي رويد، قايق سواري روي کارون را از دست ندهيد، مخصوصا اگر کمي ماجراجو باشيد مي توانيد از قايقران بخواهيد که شما را تا سر رودخانه بهمن شير بالا ببرد.
در قسمت شمال خرمشهر، رودخانه کارون به دو شاخه مي شود، يکي شاخه اصلي که با پيوستن به شط العرب به اروند رود تبديل مي شود و ديگري که شاخه اي کوچک تر است (اما به نظرم از هنوز از سفيد رود بسيار پر آب تر) به نام بهمن شير که با دور زدن جزيره مينو و گذر از کنار آبادان راه خود را به سوي خليج فارس مي پيمايد.
جزيره مينو،
مقصد بعدي ما هم، جزيره مينو بود. جزيره اي پر از درختان نخل زيبا و بلند و زميني بسيار مرطوب. ساخت و ساز ها به اين جزيره هم رسيده اند، و با وجود اينکه در منطقه خطرناک جنگي واقع شده اما زيبايي خاص خود را دارد. اگر به جزيره سفر کرديد حتما به ساحل جزيره و مرز ايران و عراق هم يک سري بزنيد. ما توانستيم يک گله گاو عراقي را آن طرف رودخانه ببينيم. ضمنا فاميل يک سرهنگ نظامي هم اجازه داشتند براي تفريح با قايق هاي ارتشي مرزبانان به گشت زني در اروند رو بروند، ولي ما و بقيه گردشگران نا اميدانه فقط نگاه مي کريدم.
آشغال فروشي،
آشغال فروشي هم در آبادان به راه است. يکي از مهم ترين تفريح هاي مردم ايران سر زدن به بازار هاي جنس هاي قاچاق و ارزان قيمت در شهرهاي مرزي است. نمونه ديگر اين آشغال فروشي ها و پرسه زدن هاي بي خاصيت در آن را در آستارا تجربه کرده بودم. و اينبار هواي گرم جنوب. بعد از گذراندن ساعاتي در اين بازار ها به دنبال جايي براي صرف شام گشتيم. و برخلاف تمام توصيه ها رستوران خوبي را در محله بريم پيدا کرديم که پيتزاي خوشمزه اي داشت، در فضاي باز.
موقع خروج از آبادان بسيار مواظب باشيد. شما به ميدان بسيار بزرگي مي رسيد (نامش را نمي دانم از حدود هاي ميدان آزادي تهران مساحت دارد). در اين ميدان هيچ تابلويي وجود ندارد که مشخص کند هر کدام از مسيرهاي خروجي به چه شهري مي روند. وقتي به درون يکي از اين مسيرها رفتيد تابلوهاي اعلام کننده فاصله تا مقصد هاي بعدي را خواهيد يافت. همين موضوع باعث ايجاد يک تصادف پر ماجرا براي گروه ما شد و سردرگمي بسياري از مسافران شهر.
لالي،
لالي شهر و منطقه کمتر شناخته شده اي در شمال خوزستان است. براي رفتن به اين شهر بايد مسير مسجد سلمان را ادامه داده تا به دو راهي لالي برسيد. در مسير رسيدن به لالي مناظر بي نظيري شامل، کوهستان، برف، سبزي، رودخانه هاي خروشان و طبيعت وحشي به همراه دره هاي بسيار عميق را خواهيد ديد. در يکي از زيبا ترين قسمت هاي مسير، به هم پيوستن روخانه اي پرآب را به کارون خواهيد ديد. جالب اينجاست که ديدني هاي لالي امام زاده هاي اطراف شهر هستند. براي رفتن به لالي بايد چند ساعت رانندگي کنيد و توصيه من آن است که به جاي توجه به راهنمايي هاي افراد محلي در مورد مناطق ديدني، خود به جستجو در محل پرداخته و مکان هاي جالب را پيدا نماييد. تمام جاده هاي دسترسي در اين منطقه قابل اطمينان هستند و فاصله شما از شهرها و روستا ها زياد نيست. بنابراين با خيال راحت مي توانيد به فکر چادر زدن و راه پيمايي در منطقه هم باشيد. طبيعت منطقه بسيار متنوع است و با کمي گشتن مي توانيد مکان مورد علاقه خود براي برپايي کمپ را پيدا نماييد. اگر به اين منطقه سفر مي کنيد، درياچه پشت سد شهيد عباس پور را از دست ندهيد، هرچند که امسال به دليل بالا بودن سطح آن امکان قايق سواري روي آن نبود.
موقع برگشتن به تهران، ساعت 2 بعد از ظهر حرکت کردم، و حدود هاي ساعت 6 به تنگه فني رسيده بودم. اولين بار بود که در اين ساعت از روز و اين فصل از سال از آنجا مي گذشتم، و بسيار زيبا بود. عده اي هم چادر زده بودند و شب را در کمپ هايي که ظاهرا براي مسافران نوروزي آماده شده بودند مي گذراندند.
آخر اينکه، ظاهرا کشتي به نام نگين وجود دارد که چهار ساعته از آبادان به کويت مي رود. کشتي سواري تحت قوانين اسلامي بايد جالب باشد، اما متاسفانه پاسپورت همراه نداشتم که امتحان کنم.