|
هـــمـــه فـــن حـــريف |
||||
|
Tuesday, August 31, 2004
خواندن،
Sunday, August 29, 2004
پري کوچولوي دريايي،
Saturday, August 28, 2004
مورچه ها،
Friday, August 27, 2004
مرگ،
سوالهاي اساسي، خبر ماجرا چطوري با اين سرعت منتشر شده بود؟ مورچه ها با چه زباني به هم خبر مي دهند؟ هر کدام از اين مورچه ها از کجا مي داند که چکار بايد بکند؟ اگر تا کنون بار سنگيني را چند نفره جابجا کرده باشيد، حتما به ياد داريد که کنترل حرکت در مسير درست کار ساده اي نيست؟ مورچه هاي چطوري اين کار را انجام مي دهند؟ کمتر از نيم ساعت بعد جسد بر دوش مورچه ها در راه خانه ابدي بود!!!! برخي از بخش هاي جسد توسط مورچه ها جدا شده بود و بطور جدا گانه پشت جسد در حال حرکت بود؟ به هر حال خيلي سازمان يافته تر و سريع تر از مراسم تدفين خيلي از رهبراي بزرگ جهان به نظر مي رسيد. پرسش آخر، به نظر شما اين سوسک در آينده نزديک تبديل به چند مورچه خواهد شد؟ آخر کلام اينکه خيلي خوشحالم که لانه مورچه ها نزديک تخت خوابم نيست!!!! کاندوم، فرار نکنيد، قرار نيست در مورد مسائل خلاف عفت عمومي صحبت بشه و ضمنا قرار هم نيست آموزش جنسي يا نصيحت جنسي بشه. فقط مي خواستم يک سري اي مطلب مهدي شيف رو بخونيد. برای خوندن اينجا رو کليک کنيد. کنسرت (کنزرت)، من به چشم زدن اعتقادي ندارم، اما هر چي که دوست داريد بگيد، فقط چند دقيقه بعد از اينکه اين کامنت از شيرين جون رو خوندم به من زنگ زدند و به دلائلي دعوت براي کنسرت منتفي شد :( مقتدا صدر چند روز پیش در برنامه Talking Point تلویزیون بی بی سی، موضوع برنامه مقتدا صدر و آینده درگیری ها در عراق بود. در بین نظرات مختلفی که مطرح می شد، بیننده ای از عراق با بریجید کندال مجری برنامه تماس گرفت و به نکته جالبی اشاره کرد. او گفت : "اگر مقتدا صدر اینقدر شجاع است که در برابر دولت تازه به قدرت رسیده عراق ایستادگی می کند، چرا علیه صدام حسین نجنگید؟ در حالی که صدام حسین دست به کشتار شیعیان عراق زده بود؟؟؟" اسلامِ اروتيک، اسلامِ زنباره اگر خواستيد در مورد اين موضوع نظر بديد حتما اون رو تا آخر بخونيد. برای خواندن کامل مقاله اينجا را کليک کنيد. PM، در زبان انگلیسی کلماتی هستند که دارای چندین معنی کاملا متفاوت هستند. علاوه بر این، در زبان انگلیسی استفاده از حروف اختصاری بسیار رایج شده است. جالب اینجاست که این حروف اختصاری نیز دارای معانی متفاوتی هستند، طوری که گاه فقط با درک خوب از مطلب است که خواننده می تواند به معنی دقیق آن پی ببرد. یکی از این اختصاری ها PM است. PM وابسته به جایی که به کار می رود معانی مختلفی دارد که در زیر به بعضی از آنها اشاره می کنم. PM: بعد از ظهر PM: Prime Minister(نخست وزیر) PM: Private Message(پیام شخصی) MP: Military Police Wednesday, August 25, 2004
مارک تاچر،
Tuesday, August 24, 2004
خوان مارتین،
Monday, August 23, 2004
چرنديات يک لنگي(هذيانات زمان چلاقي)،
Sunday, August 22, 2004
ژاپنی،
Saturday, August 21, 2004
اعدام،
Friday, August 20, 2004
Carmen Bin Ladin،
در اين مصاحبه کارمن از زندگي و تجربيات خود مي گويد. کارمن که مادري ايراني و پدري سوئيسي دارد، از ايران تنها خاطراتي مربوط به چند مسافرت را به ياد مي آورد، در دهه هفتاد ميلادي با عضوي از خانواده بن لادن در سوئيس آشنا شده و با او ازدواج کرده است. پس از مدتي به همراه شوهر سعودي خود به عربستان مي روند با اين تصور که جامعه اسلامي عربستان کمي محدود تر از ايران است. اما تجربه زندگي در حرمسرا او را به فرار از خانواده بن لادن مي کشاند. مراحل طلاق 14 سال به طول مي انجامد، اما در 11 سپتامبر 2001، نام بن لادن بر سر دهان ها مي افتد، او که 3 دختر با فاميل بن لادن دارد از همه طرف احساس خطر مي کند. دختران او براي يافتن کار جديد، و زندگي در جامعه غربي دچار سوء ظن همه هستند، کارمن تصميم مي گيرد کتابي بنويسد و در آن کتاب داستان زندگي خود و دخترانش را شرح دهد، تا از اين راه شايد جهانيان بدانند که اين بن لادن ها آن بن لادن هايي نيستند که همه مي شناسند. در جايي از مصاحبه مي گويد که خيلي ها پيشنهاد تغيير فاميل را به او داده بودند اما فکر مي کند که اگر اين کار را کرده بود، بالاخره حقيقت پشت پرده نمي ماند و روزي که نام واقعي آنها افشا مي شد همه مي گفتند که حتما چيزي پشت پرده است. کارمن از تجربه ديدار با اسامه هم در مصاحبه مي گويد که جالب بوده. دو نکته جالب در مصاحبه يکي اينکه کارمن با اينکه ظاهرا مدتي در امريکا هم زندگي کرده اما خيلي بد انگليسي صحبت مي کرد و دوم اينکه بجز يکي دو مورد بي اهميت تقريبا تمام مطالبي را که در مصاحبه گفت قبلا در کتاب گفته بود و آقاي بهنود هم قبلا به آنها اشاره کرده است. داستان کارمن آدم را به يادي بتي محمودي مي اندازد. احتمالا در عربستان هم خيلي ها از کارمن بن لادن عصباني هستند که چرا زواياي زندگي شان را براي جهانيان باز گفته و چرا آنان را در چشم ديگران بد جلوه داده است.هر چند که شايد او هم مانند بتي محمودي تنها تجربه اي را باز گفته باشد!!! Thursday, August 19, 2004
تصور،
تصور، در ذهن خود تصور کن که هيچ بهشتي وجود نداشته باشد، اگر امتحان کني درمي يابي که کار سختي نيست، تصور کن که جهنمي زير پايمان نباشد، و بالاي سرمان تنها آسمان آبي را، تصور کن که تمام آدميان را که تنها براي امروز زنده هستند... در ذهن خود تصور کن که هيچ کشور نباشد، به نظر کار سختي نمي آيد، تصور کن که هيچ چيزي نيست که برايش بکشي يا کشته شوي، و همينطور تصور کن که هيچ مذهبي وجود نداشته باشد، در ذهن خود تصور کن تمام مردم را که در صلح و آرامش روزگار مي گذرانند ممکن است من را خيال بافي بيش نداني، اما بدان که من تنها نيستم، اميدوارم که تو نيز روزي به ما بپيوندي، و جهانيان يگانه زندگي کنند در ذهن خود تصور کن که هيچ مالکيتي نباشد، هرچند که شک دارم اين يکي را بتواني، تصور کن که نيازي به طمع ورزي و گشنگي نباشد، تصور کن برادري نوع بشر را، در ذهن خود تصور کن آدميان تمام دنيا را با هم شريک شوند... ممکن است من را خيال بافي بيش نداني، اما بدان که من تنها نيستم، اميدوارم که تو نيز روزي به ما بپيوندي، و جهانيان يگانه زندگي کنند Wednesday, August 18, 2004
هندي،
Tuesday, August 17, 2004
شهر چيني ها،
رادیو کلاسیک، این هم آدرس Radio Classique، که من خیلی دوست دارم. برای شنيدن برنامه های اين راديو می تونيد به وب سايت اون سر بزنيد يا اينکه بطور مستقیم از ماهواره ديجيتال HotBird به اون گوش بديد. مو، براي اينکه نگيد وبلاگم کم کم داره پورنوگرافيک ميشه داستان Yu رو اينجا واستون نقل مي کنم. اول خوب عکسش رو ببينيد:
Yu Zhenhuan که يک جوان 26 ساله چيني است هفته پيش در بيمارستاني در شانگهاي بستري شد. او پر مو ترين مرد چين است و تقريبا 96 درصد بدنش را مو پوشانده. رکورد کنوني پر مو ترين مرد جهان متعلق به دو برادر مکزيکي است که 98 درصد بدنشان پر از مو است. Yu که هفته پيش در بيمارستان تحت عمل جراحي گوش قرار گرفت، به دليل وجود موي زياد در گوش بخشي از شنوايي خود را از دست داده بود. او که از شناسه Woolboy (به معني پسر پشمالو) براي Email خود استفاده مي کند، به استثناي کف دست ها و پاهاي خود در همه جاي بدنش مو دارد. در بدن او بطور متوسط در هر سانتيمتر مربع 41 مو وجود دارد اين حالتي است که پزشکان آن را atavism مي نامند ( فکر مي کنم S در اين زمينه بهتر توضيح بده اما شايد بشه اون رو بازگشت به جد بزرگ ناميد). باز هم Orkut ، يکي از کارهايي که کاربران بطور معمول در Orkut انجام مي دهند پاک کردن 100 ها نامه اي است که روزانه به دستشان مي رسه. Monday, August 16, 2004
خنده،
Sunday, August 15, 2004
Orkut, Nudism and Olympics،
يکي از نکات جالب در مورد المپيک هاي باستاني لخت بازي کردن ورزشکاران بوده است، ورزشکاران در ژيمنازيوم که به معني جايي است که مردم در آنجا لخت هستند به تمرينات ورزشي مي پرداختند، حمام آفتاب گرفتن و برنزه شدن هم از رسوم يونانيان باستان بوده است. جالب اينجاست که اين عرياني در هنگام ورزش کردن را نشانه برابري همگان در برابر قانون مي داسته اند و باعث مي شده لباس وجه تمايز اشخاص نباشد. براي خواندن مطالب جالبي در مورد المپيک هاي باستاني اينجا را خوانيد. نکته جالب در دنياي امروز اينکه در شبکه بسيار گسترده ارتباطي Orkut نيز شخصيت انسان ها (نه بدنشان) عريان به نمايش در مي آيد و اگر کسي در مورد آنچه که هست دروغ بگويد به زودي رسوا مي شود. اين عرياني و سادگي ظاهرا ميراثي از گذشته براي حاميان امروزي آن است. به هر حال اين وسيله ارتباطي جديد کم کم راه خود را باز مي کند و به نظر مي رسد که آينده اي طولاني در پيش روي داشته باشد. خيلي ها دوست ندارند خيلي هاي ديگر در Orkut ببيننشان. بچه ها والدنشان را و برعکس. همسران بطور کلي. استادان شاگردان را. پيمانکار کارفرما را. نويسندگان و قاضي... را. لینک ها : هجوم کولونی عظيم مورچه ها به استراليا بارش شهابی برساووشی امسال 'تماشايی' خواهد بود
Saturday, August 14, 2004
ماجراهاي يک چلاق،
Friday, August 13, 2004
شهاب سنگ،
Tuesday, August 10, 2004
سياه،
Monday, August 09, 2004
Sunday, August 08, 2004
ملت بيچاره،
Friday, August 06, 2004
سرگيجه،
Thursday, August 05, 2004
ديوار در اپرا،
آلبوم The wall که در فهرست پرفروش ترين آلبوم هاي تاريخ موسيقي در مقام سوم قرار دارد تا کنون 8 ميليون نخسه به فروش رفته و چندين بار در کنسرت هاي بزرگ اجرا شده است. Tuesday, August 03, 2004
من برگشتم (ما ميمانيم)!!!!،
|
دربــاره همه فن حريف نگاه غير انتقادی همه فن حريف به ديگران...
بــا تـشـكــــــر از | |||