هـــمـــه فـــن حـــريف



Monday, May 31, 2004
  دعا،


جالبه که اروپائيان مذهبی هميشه قبل از خوردن غذا شکرگذاری می کنند، اما ايرانيان مذهبی بعد از اينکه سير شدند!!!!

لينک ها:

آرامش نسبی در ايران، مقدمه ای برای گفتگو با جهان

اين هم ترجمه مقاله جان سيمپسون

بررسی تفکر سياسی معاصر ايران در کنفرانس مطالعات ايران

سخنرانی شيرين عبادی در همايش مطالعات ايران در مريلند

 
 
| | Email



Sunday, May 30, 2004
  خيابان هاي شب زده،


بچه که بوديم، کتابچه اي داشتم، که در هر صفحه آن، عکس حيواني بود و نام خانه اي که در آن زندگي مي کرد.

پرنده خانه دارد، خانه او لانه است.
اسب خانه دارد، خانه او...
.
.
فلسطيني خانه ندارد، زيرا اسرائيلي ها خانه اش را از او گرفته اند.


Sand sculpture : A sand sculpture representing soldiers landing on a beach sits in Vierville-sur-mer, which was known as Omaha beach on D-Day. (AFP/Mychele Daniau)



جداي از آنکه، در آن کتاب فلسطيني ها را با بز و اسب و .. مقايسه کرده بود، بي خانمان بودن آنها در ذهن من جاي خود را باز کرده بود.

چند روز است که خيل عظيمي از مردم، شب هارا در کنار خيابان ها و درون پارک ها به صبح مي رسانند، اسرائيلي ها خانه شان را از آنان نگرفته اند. خود خانه اي نا امن بر زميني سست بنا کرده اند که حال، با تکاني، وحشت بودن در آن را دارند.

تا کي بايد در پارک خوابيد؟

ترس مردم از وقوع زلزله کاملا طبيعي است، اما در پارک خوابيدن اهالي تهران، انسان را به ياد داستان مورچه و ملخ مي اندازد.

تابستان گرم، مورچه وقت خود را صرف جمع آوري غذا براي زمستان مي کرد، و ملخ بر شاخه هاي درختان مي جهيد، زمستان، مورچه ملخ را ديد که گشنگي به او فشار آورده بود و چيزي براي خوردن نداشت.

با وجود اينکه، قوانين مربوط به مقاوم سازي در برابر زلزله در ايران، يکي از سخت گيرانه ترين و کامل ترين هاي جهان است، و چيزي کمتر از قوانين مشابه در کشورهاي ژاپن و امريکا ندارد، در موقع ساخت ساختمان، به راحتي از طرف پيمانکاران نقض مي شود. جالب اين است که آن بساز و بفروش ها، يا خود در همين ساختمان هاي نا امن زندگي مي کنند، يا فرد مشابهي ساختمان محل کار و سکونت شان را بنا کرده است.

نکته جالب ديگر اينکه، در حالي که سايت سازمان نقشه برداري امريکا، تنها چند دقيقه بعد از وقوع زلزله، شدت آن را 6.2 ريشتر و محل دقيق آن را با طول و عرض جغرافيايي مشخص کرد، ظاهرا، تا اين لحظه هنوز بين علماي ايراني اختلاف است.

يک خاطره،

چند سال پيش قرار بود در مورد کاربرد اطلاعات جغرافيايي در مديريت بحران (بعد از زلزله) دمويي را آماده کنم، براي آشنايي بيشتر با ابعاد کار، و کسب اطلاعات آکادميک به همراه يکي از همکاران به پژوهشکده زلزله در فرمانيه تهران به ديدن يکي از اساتيد اين فن رفيتم.

در دوران تحصيل، ياد گرفته بودم، که استاد يعني مرجع علمي که مي توان به او مراجعه کرد، و راهنمايي خواست، او ياگرفته که بياموزد. علاوه بر اساتيد دانشکده خودمان، حتي اگر از اساتيد دانشگاه هاي ديگر هم کمک مي خواستيم بدون چشم داشتي پاسخگو بودند.

اما زمانه عوض شده، جناب استاد ... تقريبا بعد از اينکه به او سلام کرديم براي پاسخگويي نرخ تعيين کرد.

"من که وقت ندارم در اين زمينه به شما کمک کنم، اما اگر کسي مي خواست اين کار رو بکنه لااقل 50 ميليون مي گرفت".

کاسبي با پول و سرمايه اي که امثال مايي براي تحصيل و کار ايشان فراهم کرده ايم، تا با کمک علم بدست آورده شان ما را نجات دهند يکم درد آورد بود.

.در قسمت لينک هاي اين پست، آدرس صفحه اي را مربوط به USGS (سازمان نقشه برداري امريکا) را مي توانيد بيابيد که آخرين زلزله هايي را که در جهان اتفاق افتاده اند، با ذکر زمان، شدت و طول و عرض جغرافيايي فهرست مي شوند.

لينک ها:

فهرست آخرين زلزله هاي ثبت شده جهان

سايت ديگري باز هم فهرست زلزله هاي ثبت شده با نمايش بر روي نقشه

جاده چالوس بعداز زلزله روز گذشته

وبلاگ های ايرانی در کنفرانس مطالعات ايران

مقاله ای از جان سیمپیون

 
 
| | Email



Saturday, May 29, 2004
  بازار داغ شايعه،


يکي از بازارهاي پر رونق بازار شايعه است. اصولا مردم همه جاي دنيا، علاقه به اخبار غير رسمي و عجيب و غريب دارند، اما در کشورهايي که دسترسي آزاد به اخبار و اطلاعات وجود ندارد، بازار داغ شايعه بيشتر رواج دارد.

خبرهاي مربوط به ساعات دقيق وقوع زلزله در تهران، در حالي که تا به امروز علم بشري، حتي در پيشرفته ترين مراکز علمي و تحقيقاتي جهان، به جايي نرسيده که زمان و شدت دقيق زلزله را پيش بيني کند، حدس ها مربوط به ارتباط بين آزمايش هاي اتمي و زلزله و امثال اينها از عادي ترين خبرهاي دروغ بعد از چنين حوادثي است.

در حالي که مردم شايد به دليل آگاهي بسيار پايين، در هنگام خريد يا کرايه ساختمان، فاکتورهاي مربوط به مقاوم سازي در برابر زلزله را از کم اهميت ترين عناصر قيميت گزاري بر ملک قلمداد مي کنند، پس از مشاهده هشدارهايي مانند تکان هاي ديروز، از ترس از زلزله شب را تا صبح در خيابان ها مي گذرانند.
غافل از آنکه، اگر زلزله اي در راه باشد، الزاما شب پس از زلزله اول نخواهد آمد.

آقايي مي گفت، بايد گاو صندوق هاي محکمي در منزل داشت، تا بتوان تمام وسائل مهم را در آن مخفي کرد، تا بعد از زلزله لااقل آنها باقي بمانند. البته اين هم يک پيشنهاد است، اما شايد با پول همان گاو صندوق بتوان، خانه را در برابر زلزله ايمن تر کرد.

به هر حال، دهن مردم را نمي توان بست، فقط بايد مواظب بود، تا اين شايعات مسير زندگي عادي را در شهر بر هم نريزد.


لينک ها:

تهران جمعه شب از ترس زلزله بيدار بود

گزارش تصويری از زلزله در شمال ايران

'فارنهايت 11/9' در آمريکا نمايش داده می شود

 
 
| | Email



Friday, May 28, 2004
  باز هم آقاي زلزله،


فعلا هنوز اخبار مهمي در مورد زلزله که ظاهرا مرکز آن در شهر ساري بود منتشر نشده است. به هر حال فکر مي کنم بايد منتظر فاجعه ديگري بود. امروز با سردرد و سرگيجه شديد از خواب بيدار شدم، طوري که مثل مست ها به درو ديوار مي خوردم، بالاخره ظهر تصميم گرفتم يک کم بخوابم که تکانهاي آرام و لطيف زمين بود و من که چند لحظه طول کشيد تا متوجه زلزله شوم.

يک خبر خوب براي آقايان:

يکي از چيزهايي که در لحظات اول توجه من را به خود جلب کرد، اين بود که احتمالا بر خلاف گزارش ها، تعداد مرگ و مير آقايان در اثر زلزله بايد به مراتب کمتر از خانم ها باشد، چون در حالي که من و يک عده ديگر از همسايگان به خيابان رسيده بوديم و زمين هنوز در حال لرزيدن بود، بانوان محترم در حال آرايش، و حجاب اسلامي بودند و بچه هاي همسايه بالايي تو خيابون داد مي زدند "آقاي زلزله بيا!"

امروز مي خواستم در مورد مسئله تنظيم ساعت در فيزيک بنويسم، که ظاهرا به روز ديگري خواهد رفت.

ديروز بالاخره موفق شدم، وبلاگ Moonlight رو ببينيم. شيرين خانم، شما هيچ ايميلي توي صفحتون نذاشتين که بشه با شما تماس گرفت. ظاهرا حوصله مزاحم هاي اينترنتي را اصلا نداريد.

لينک ها:

زمين لرزه تهران را لرزاند

علم و روحانيون

آناتومي هوس

 
 
| | Email



Thursday, May 27, 2004
  يک روز صبح در کهکشان،


تا حالا به اين فکر کرديد که، يک روز صبح، وقتي از خواب پا مي شيد و پرده هاي پنجره اتاقتون رو توي سفيه فضايي کيهان پيما کنار مي زنيد با چنين صحنه اي روبرو بشيد؟





يک صبح کيهاني!!

آيا در کهکشان ها روز شب معنايي خواهند داشت؟

خوب به تصوير بالا دقت کنيد، تصوير توسط تلسکوپ فضايي هابل از کهکشاني گرفته شده است که وقتي از روي زمين به آن نگاه مي کند (بدون چشم مسلح) قطري حدود يک پنجاهم قطر ماه کامل را دارد.

اين را کارشناسان ناسا، با تلفيق شش تصوير گرفته شده از هابل ايجاد کرده اند. هرکدام از اجرام نوراني که درون کهکشان مي بينيد يک ستاره است که بايد چيزي شبيه خورشيد خودمان باشد و ممکن است سياراتي به دور آن در گردش باشند و جالب تر اينکه فاصله متوسط بين اين اجرام نوراني که در تصوير ديده مي شوند آنقدر زياد است که ساکنين آنها، آسمان خود را به سياهي آسمان شب هاي زمين تيره مي ببينند. در واقع اگر تلسکوپ هاي آنان از کشهکشان راه شيري تصوير برداري کنند چيزي مشابه همين عکس را خواهند ديد.

سفينه فضايي ما:

نکته جالب اينجاست که به فرض دستيابي به تکنولوژي هاي لازم جهت سفرهاي فضايي، به اين دور دستي و با سرعت هاي نزديک به سرعت نور که رسيدن به چنين مکان هايي را در طول عمر بشري ميسر سازد، باز هم کسي قادر به ديدن اين نمايش عظيم نخواهد بود.

ساعت ها:

يکي از پرسش هاي بنيادين در علم فيزيک تنظيم ساعت است. فرض کنيد دو نفر در 200 سال قبل، يکي در لندن و ديگر در توکيو قرار بود ساعت هاي خود را با هم ميزان کنند. به نظر شما راه حل چه بود؟

اين مسئله در مشاهدات نجومي نيز معتبر است. گاهي مفيد و گاهي هم پيچيده.

سال نوري:

بر خلاف نظر خيلي ها که فکر مي کنند، سال نوري، واحد زمان است. در واقع، سال نوري يکي از واحد هاي اندازه گيري طول است.

يک سال نوري عبارت است از، فاصله اي که نور در طي يک سال (365x24x3600 ثانيه) طي مي کند.

هر چه دورتر قديمي تر:
وقتي به آسمان نگاه مي کنيد، تنها اطلاعاتي که مي توانيد از ستارگان دور دست به کف آوريد، نوري است که از آنها به شما مي رسد. اين نور مسافت طولاني بين ستاره مورد مطالعه و کره زمين را طي کرده و به ما رسيده است. در خلع بين ستارگان سرعت نور ثابت است. بنابراين، نور ستارگان دور دست تر، براي رسيدن به زمين زمان بيشتري را پشت سر نهاده ، يا به زمان ديگر، نوري که از ستارگان دورتر به ما مي رسد متعلق به زمان هاي دور تري است. بنابراين، ستاره شناسان مي توانند براي ديدن گذشته هاي جهان، به ستارگان دورتر چشم به دوزند، اما راهي براي شناخت وضعيت کنوني آنها وجود ندارد.

وقتي مي گويند، فاصله ستاره اي تا زمين، چهار هزار سال نوري است، معني آن اين است که ما وقايع چهار هزار سال پيش آن ستاره را مي بينيم و همينطور است، وقتي ستاره اي چهار ميليون سال نوري از ما فاصله دارد.

بنابراين، عکس کهکشاني که در بالا مي بينيد بيان کننده وضعيت آن کهکشان در چنديدن هزار سال قبل است و سفينه فضايي که حتي با سرعت نور سفر کند، باز هم بايد چنيدن هزار سال در راه باشد تا به آستانه اين کهکشان برسد و در آن زمان، وقايع چندهزار سال بعد را خواهد ديد که الزاما، هيچ شباهتي به تصوير کنوني نخواهد داشت.


لينک ها:

Hubble Deep Field

Hubble Photo

خنديدن پشت چراغ قرمز

تأثير اينترنت بر ادبيات

 
 
| | Email



Wednesday, May 26, 2004
 


لينک ها:

'ايران تندروهای آمريکايی را فريب داد'

'چلبی اطلاعات محرمانه حساس به ايران انتقال داده است'

آلبوم عکس از کنسرت گروه راک ۱۲۷ در تهران

 
 
| | Email



Tuesday, May 25, 2004
  چنگ و دندون،


يکي از کلماتي که به تازگي، در زبان فارسي کاربرد تازه يافته است، "جسم سخت است" از آنجايي که در زبان فارسي معمولا قوانين منطقي و فيزيکي رعايت نمي شود (براي مثال، در زبان انگليسي اگر در يک جمله دوبار منفي استفاده شود جمله معني مثبت مي دهد، اما اگر يکبار منفي استفاده شود، جمله يک گزاره منفي را مي رساند. در فارسي چنين نيست، دو منفي در يک جمله يک گزاره منفي را مي رساند.)

در حالي که در علم فيزيک، مثلا چه يک سنگ زمين را به خود جذب کند يا زمين سنگ را به خود جذب کرده باشد، هردو يک نتيجه به دنبال داشته، و از نظر علمي بيان کننده يک مفهوم مي باشند.

اما در ادبيات فارسي، برخورد جسم سخت به سر يا برخورد سر به جسم سخت، ظاهرا دو معني مختلف را به شنونده انتقال مي دهد. به هر حال جسم سخت اينبار به آقاي عيسي سحرخيز برخورد نموده است، يا ايشان به جسم سخت برخورد کرده اند.

يک سوال، به نظر شما این هنر چندمه؟


Roses are red? : Model Joanne Armes, who is covered in body paint, poses with the new apricot-colored Rose named the 'Royal Parks' near one of the garden show pieces at the Chelsea Flower Show in London. (AFP/Jim Watson)



لينک ها:

'محسنی اژه ای سحرخيز را گاز گرفت'

يك داستان جالب

هاری (قسمت اول)، سيد ابراهيم نبوي

هاری( قسمت دوم)، با چنگ و دندان از نظام دفاع کنیم

هاری( قسمت سوم)یا سحرخیز باش تا کامروا شوی

اگر اون گاز می گیره من هم لگد می زنم

 
 
| | Email



Monday, May 24, 2004
  اخلاق انگليسي (2)،


در روز نخست تظاهرات مقابل سفارت بريتانيا، سفير اين کشور، دستور داده بود پرچم بريتانبا را پايين بکشند تا ديدن آن براي تظاهر کنندگان خشمگين تحريک کننده نباشد. با در نظر گرفتن اينکه، برافراشتن و پايين کشيدن پرچم مخصوصا در کشورهاي غربي معاني مشخصي دارد، و براي مثال، در هنگام عزاي عمومي پرچم به حالت نيمه برافراشته در مي آيد. ماهيت اين فرمان، انعطاف پذيري و درايتي را نشان مي دهد که در همه جا نمي توان يافت.

نخست اينکه، پرسنل سفارت با حس کردن خطر، سعي در آرام نمودن شرايط به هر راه نمودند.
دوم، حتي در اين راه، گاو مقدس را نيز فدا کردند.

شايد عده اي اين را سياست، حيله گري و امثال آن بنامند، اما همه اينها نشانه شعوري است که يک ملت در راه حفظ منافع خود بکار مي برد، شايد درس کوچکي باشد براي ما که بر سر اصول تغيير ناپذير خود حاضريم به هر عمل نسنجيده اي دست بزنيم.

 
 
| | Email



Sunday, May 23, 2004
  سوم خرداد،


امروز خيلی حرف دارم که بنويسم، اما هر کدام را که می خوام بنويسم به ياد خانم رهگذری در کاشان می افتم که وقتی شوخی های ما رو شنيد گفت :"زبان سرخ سر سبز دهد بر باد." پس امروز هیچ نمی نويسم.

لينک ها:

سايت شخصی مايکل مور فيلم ساز امريکايي برنده نخل طلای کن 2004

سايت رسمی جشنواره کن

فارنهايت 9/11 برنده جايزه 'نخل طلا'

ماجرای سنگين درگيری نفت

داستان علی عباس

گزارش تصويری از تجمع اعتزاض آميز مقابل سفارت بريتانيا در تهران

 
 
| | Email



Saturday, May 22, 2004
  دوم خرداد،


داشتم به تقويم نگاه مي کردم، روز دوم خرداد توجه من را به خود جلب کرد. اول، سوم خرداد يادم اومد که روز آزادسازي خرمشهر است. اما يک کم که فکر کردم به خاطر آوردم که دوم خرداد مهم تره.

دوران دانشکده ، زماني که هنوز دوم خرداد در تاريخ ثبت نشده بود. آن زمان دوم خرداد تنها يک روز مانده به سوم خرداد بود. سر يکي از کلاس هاي درس، که خيلي شلوغ هم بود، دير رسيده بودم. توي دانشکده ما، آنقدر تمدن وجود داشت که دختران و پسران روي يک سري از صندلي ها، به شرط رعايت يک صندلي فاصله بشينند.

من، آنروز خط قرمز را شکستم و جاي خالي بين خواهران و برادران را پر کردم. سمت چپ من چندتا از دختر هاکه بيرون از دانشکده ازدوستان بودند و سمت راست هم پسرهاي بهت زده نشسته بودند.

از جلسه بعد، مکان آن کلاس را به سالن بزرگتري انتقال دادند و پيش از شروع کلاس يکي از برادران در گوش من گفت : "باز هم پيش خواهران ميشينيد؟" من هم با پر رويي بيشتر گفتم: "اگر جا نبود، بله!"

آن زمان جامعه مدني نبود، در دانشکده ما، کساني که آداب معاشرت با جنس مخالف را بلد نبودند، و شايد ته دل خود، به ديگر دانشجويان رشک مي ورزيدند، دم در ورودي دانشگاه سر تا پاي وروديان را برانداز مي کردند و مواظب بودند که شان دانشجو حفظ گردد.

هنوز، وقتي يکي از همکاران، با ظاهر نا آراسته، مقنعه و پوشش عجيب ديده مي شود، بدون سوال کردن مي توان فهميد به دليلي گذرش به دانشگاه افتاده است.

لينک ها:

پرنس چارلز حیاکن، انگلیس رو رها کن

وبلاگ عکس لیلا خانم

هفت سال گذشت؛ آيا اهداف اصلاحات تغيير کرده است؟

همكاري مايكروسافت و اوراكل، ايلنا

دوم خرداد (1)

 
 
| | Email



Friday, May 21, 2004
  کاشان آنلاين،


بالاخره بعد از اينکه بيشتر 20 نفر از کساني که قرار بود، در قرار شبکه اي کاشان شرکت کنند اومدنشون رو کنسل کردند، ديشب بين ساعات 23:45 تا 24:00 18 نفر سر قرار جمع شده بودند. طبق برنامه اي که مهدي چيده بود، حرکتمون رو به سمت کاشانن آغاز کريدم.

اين قرار که اولين قرار شبکه اي وبلاگي من بود، باعث آشنايي من با تعدادي از وبلاگ نويس هاي جوان شد. يکي از تفاوت هاي قرار هاي وبلاگي با قرارهاي BBS اين بود که تو اين قرار، تعداد Guest ها کمتر از تعداد وبلاگر ها بود.

بعد از اينکه دو نفر از شرکت کنندگان در قرار، که از سمنان به جمع مي پيوستند، در اواسط اتوبان قم به ما رسيدند، سفر رو به سمت کاشان ادامه داديم، در طول سفر چندين بار به بهانه هاي مختلف ايستاديم، اين در حالي بود سرعت حرکت اتوبوس هم چندان زياد نبود، با وجود اين تاخير ها، به موقع به نياسر رسيديم.

اولين کار سر زدن به باغ هاي گل رز بود که چيدن آنها براي گلاب گيري همون اول صبح انجام مي شود و دليل شب حرکت کردن ما نيز ديدن اين مراسم بود.





همه، تا حد ممکن از گل هاي موجود چيدند، و سپس به سمت محل غار نياسر حرکت کرديم. اما در کمال ناباوري، نه تنها در ورودي غار بسته بود، بلکه کسي نمي دانست که دقيقا کي باز خواهد شد. به هرحال، بعد از صبحانه، به ديدن آتشکده باستاني در نزديکي غار و پس از آن به ديدن آبشار و خريد گلاب و ...

حدود ساعت 10:30 به کاشان رسيده بوديم، و به ديدن خانه هاي بروجردي ها، عباسيان و طباطبائيان رفتيم. خانه هايي که به سبک هاي سنتي اعيان کوير نشين ايران ساخته شده بودند. خانه هاي بزرگي متعلق به تاجران و بزرگان کاشان که امروزه توسط سازمان ميراث فرهنگي به موزه تبديل شده اند.
شايد بازديد هاي مستمر از اين بناها خود وباعث تخريب در آنها گردد.
به هرحال يکي از جالب ترين نکات در معماري اين بناها، سيستم هاي تهويه هوا در اتاق هاي آنها است. اين سيستم که بدون مصرف انرژي و به صورت کاملا طبيعي عمل مي کند، شامل کانال ها و ديوارهاي کاذب دور ديوار هاي هر اتاق است طوري که دماي اتاق را به طرز قابل توجهي پايين تر از دماي بيرون نگه مي دارند. يکي از اين ديوار هاي کاذب راهي براي وارد شدن داشت که در عکس زير آن را مي بينيد.





حمام فين معروف ترين بناي تاريخي کاشان، جايي که امير کبير به قتل رسيد. اين حمام که در باغ بسيار زيبايي به همين نام قرار دارد يکي از پربازديد کننده ترين مکان هاي تاريخي شهر کاشان است. جداي از طراحي بسيار زيباي باغ فين فواره هاي طبيعي که بدون موتور يا نيروي محرکه ديگري در تمام جوب هايي که در باغ پراکنده هستند فقط با کمک قوانين سيالات عمل مي کنند يکي ديگر از عجايب معماري هاي باستاني هستند.

شايد معماران امروزي اين شهرها، بتوانند با درس گرفتن از تجارب گذشتگان در تطبيق با محيط کوير در استفاده بهينه از آب و مصالح و روش هاي تنظيم دماي محيط مصرف آب و انرژي را در اين شهرها کاهش دهند و از طرف ديگر خانه هايي مسکوني تر طراحي نمايند.

با وجود داشتن اين جاذبه هاي توريستي در محل (اينها فقط تعدادي از مکان هاي توريستي نزديک کاشان به شمار مي روند) مردم و مقامات شهر، هيچ امکانات پذيرايي مناسبي براي گردشگران در نظر نگرفته اند.
خيابان هاي تنگ، کثيف و شلوغ، رستوران هاي بسيار کثيف با غذاي بدون کيفيت فقط جزئي از مسائلي هستند که گردشگران در اين شهر با آن روبرو خواهند شد.

نکته جالب توجه ديگر، روش هاي سنتي توليد گلاب است. با وجود فروش بسيار بالاي اين محصول، حداقل در بازار داخلي و با در نظر گرفتن جاذبه هاي توريستي مشاهده روندهاي گلاب گيري. توليد کنندگان اين محصول تقريبا هيچ نوآوري در روش، تجهيزات يا روند کار توليد آن به خرج نداده اند. اين محصول کماکان به همان شيوه هاي نه چندان بهداشتي و غير مکانيزه باستاني توليد مي شود.










براي ديدن عکس هاي بيشتر از اين مسافرت اينجا را کليک کنيد.


لينک ها:

'خانه اسامه بن لادن'؛ يک اثر هنری متفاوت

'آمريکا تنها نيرويی که می تواند روحانيون ايران را نجات دهد'

تصوير رجال دوره پهلوی در يادداشت های علم، يک تصوير آباد وسط صد تصوير خراب

 
 
| | Email



Thursday, May 20, 2004
  منع آزادي يا پول تو جيب ديگران،


مدت هاست که به بهانه حمايت از صنايع داخلي ورود خودرو هاي خارجي به کشور ممنوع است، اين در حالي است که کيفيت صنايع بدون رقيب خودرو هاي توليد داخل کشور چنان پايين است که به گفته برخي از کارشناسان، اگر هزينه يارانه هاي اختصاصي به بنزين هدر داده شده توسط اين اتومبيل ها را با هزينه هاي مربوط به آلودگي هواي شهرها، که ناشي از سوخت ناقص خودرو هاي ساخت داخلي است جمع کنيم شايد بسيار گران تر از هزينه اي باشد که کشور بابت ورود خودرو هاي خارجي مي توانست بپردازد. اما محدوديت ها اين اجازه را به وارد کنندگان نمي دهد.

چند روز قبل از توقيف نمايش فيلم بسيار محبوب مارمولک، فيلم مزخرفي مانند "Passions of Christ" که سرشار از صحنه هاي خشن و ساديسميک است و تقريبا در هيچ يک از محافل هنري جهان پذيرفته نشده جواز پخش گرفته بود. باز هم پول تو جيب خارجي ها.

در حالي که افراد حقيقي يا حقوقي، درون کشور مجاز به راه اندازي راديو و تلويزيون هاي خصوصي نيستند، دولت يک وام 400،000 دلاري به بهروز افخمي داده است که کانال تلويزيوني شخصي خود را در لندن ثبت کرده و احتمالا پخش برنامه هاي آن از دوبي آغاز خواهند شد. باز هم پول تو جيب ديگران.

لينک :

خبرنگار 'گاردين' از ايران اخراج شد

معرفی Nikon Coolpix 8700

نگاهی به فيلم پنج، ساخته عباس کيارستمی

 
 
| | Email



Wednesday, May 19, 2004
  صدا و سيما،


به سادگي نمي توان، فردي مطلع از اوضاع سياسي و اجتماعي را يافت که به خبرهاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران اعتماد داشته باشد. علاوه بر آن، کيفيت بسيار پايين برنامه هاي توليد شده اين رسانه بسيار بزرگ و فراگير، نيز جذب کننده اقشار متفکر تر جامعه نيستند، طوري که حتي مردم عادي براي ديدن برنامه هاي بهتر تلويزيوني و راديويي دست به دامن، کانال هاي ماهواره اي و رسانه هاي خارجي مي شوند.

معمولا، مديران اين سازمان مسئول يک سويه بودن اخبار و غيرقابل اعتماد بودن اطلاعات پخش شده از اين رسانه شناخته مي شوند و در حالت کلي تر شايد جناح ها يا حتي ماهيت نظام مسئول شناخته شود.
اما با نگاهي ديگر، اوضاع را مي توان طور ديگري نيز تفسير کرد.

تجربه چند ساله پخش برنامه هاي فارسي زبان از طريق کانال هاي ماهواره اي، که مرکز اصلي آنها شهر لوس آنجلس در امريکا است، نشان مي دهد که حتي با داشتن بيشترين آزادي، و امکانات (مالي و فني) حد بالاي برنامه هاي فارسي زبان توليد شده در چه سطحي قرار خواهند گرفت.

به گفته زبان شناسان، پويايي يک زبان بستگي به پويايي مغزهايي دارد که به آن زبان صحبت مي کنند. منظور آن است که اگر مغزهايي که به آن زبان صحبت مي کنند، قدرت خلاقيت نداشته باشند، زباني که به آن تکلم مي کنند نيز، نيازي به تغيير در خود نمي بيند و همان مي شود که طي هزار سال کلام همان است و اصطلاحات همان.

در مورد رسانه ها نيز، اوضاع بسيار متفاوت نيست. در شرايط فرهنگي که خود سانسوري از کودکي آموزش داده مي شود و خط هاي قرمز سراسر مغز هاي فارسي زبانان را فرا گرفته است. حق حرف زدن را متکلم فقط از آن خود مي داند و درست و غلط ها را بايد از کتب گذشتگان آموخت، ديگر جايي براي توليد برنامه هاي پويا و خلاق باقي نمي ماند. همانطور که در مهد آزادي هاي جهان مي بينيم که رسانه هاي فارسي زبان به جان هم مي افتند.

حال به نظر نمي رسد که حتي با تغيير ساختاري در سازمان صدا و سيما، اين سازمان به نهاد رسانه اي قوي و مستقل با برنامه هاي سطح بالاتري تبديل شود. زيرا، توليد کنندگان، و بينندگان اين رسانه انتظارات و آرمان هاي بالا تري ندارند. حتي به نظر نمي رسد اگر، در تمام اين مدت، اداره سازمان صدا و سيما به دست اصلاح طلبان بود، اوضاع تفاوت اساسي مي کرد. همانطور که رئيس جمهور اصلاح طلب و دولت اصلاح طلب او از ارکان اصلي سانسور هاي اينترنتي و فيلتر کردن وب سايت ها هستند.

لينک ها:

صدا و سیمای انقلاب

ای پرستو! مارمولک خودتی

وقتی که چشمان خدا بسته است، سيد ابراهيم نبوي

گزارش سالانه وزارت خارجه آمريکا درباره وضعيت حقوق بشر در ايران

نقد فيلم: فارنهايت 11/9

 
 
| | Email



Tuesday, May 18, 2004
  چوب و گربه دزده،


اين چند روز کلي اتفاق هاي جديد افتاده. جمعه که قرار بود، به شيوه Hitch hiking مسير دره بين دهکده هاي "امامه" و "کلوگان" را طي کنيم (اگر يادتون نمياد امامه کجاست، بريد ميوه فروشي سر کوچه و از اون آلبالو و گيلاس امامه رو بخواين شايد يادتون بندازه)، به صعود قله کلوگان بدل شد، و در نهايت با اشکالي که در اجراي قرارمون پديد اومد به صبحانه در کلوگان و رسيدن به قلعه باستاني واقع در شمال "امامه" بدل شد.

اين قلعه که به نظر مي رسه از قلعه هاي دوران ""حسن صبا" يا شايد قبل از او باشه، از نظر معماري و موقعيت استراتژيک خيلي شبيه قلعه الموت است. قلعه در قسمت شمالي دهکده قرار دارد، در دامنه کوهي که از طريق يک دره تنگ کاملا مشرف به دهکده و تمام منطقه است. درست مانند الموت، از درون قلعه مي توان هر حرکتي را به دقت زير نظر داشت و مانند الموت از پشت سر، کوه بلند قلعه را حمايت مي کند. مسير رسيدن به قلعه شايد به مراتب سخت تر از الموت باشد، در عوض بر خلاف آن، اين يکي از فاصله هاي بسيار دور قابل رويت است.

به هر حال، پس از حدود دو ساعت از محل پارک اتومبيل به قلعه رسيديم. در مسير برگشت، تصميم گرفتيم کف دره را، از مسير رودخانه، به سمت بالا حرکت کنيم، که مستلزم پياده روي در بستر رودخانه بود، در اين فصل سال، که برف هاي منطقه تازه شروع به آب شدن کرده اند، آب رودخانه بسيار سرد است، طوري که در لحظات اول، پاهاي همه ما، بي حس شدند، طوري که وقتي زانوي من به يک تخته سنگ برخورد کرد، اصلا متوجه نشدم.

متاسفانه فراموش کرده بودم، باتري هاي دوربين را شارژ کنم، به همين دليل تنها چند عکس از اين سفر در دست دارم. براي ديدنشان، اينجا را کليک کنيد.

ديشب، يک فيلم خيلي قشنگ ديدم. نام فيلم، Human Stain است، به کارگرداني، Robert Benton و بازيگري Anthony Hopkins و Nicole Kidman.
فيلم، دستان عشق Coleman Silk، پرفسور پيري که پنجاه سال است با يک دروغ زندگي مي کند و به تازگي به اتهام نژادپرستي از دانشکده اخراج شده و يک دختر 34 ساله (Nicole Kidman ).
در لحظه هاي اول ديدن فيلم، به ياد فيلمنامه اي از دوستم رضا افتادم که چند سال پيش نوشته بود و موضوع آن روابط عاشقانه جنسي بين يک زوج 60-50 ساله در تخت خواب يک زوج جوان تازه ازدواج کرده بود.
جالب اين بود که يک چند روز پيش يک مرد 60- 50 ساله ديگر که فيلم را ديده بود، به من مي گفت : "شايد شما ها از اين فيلم خوشتون نياد، چون شايد نتونيد حس يک مرد 50 ساله را در سکس درک کنيد."

اين چند روزه دو تا فيلم ديگه هم ديدم، يکي Spy Game بود و ديگري Dare Devil . اولي، داستان يک جاسوس CIA است که درست در آخرين روز کاري خود در سازمان، براي نجات شاگرد و دوست قديمي خود، مجبور به طراحي يک عمليات دروغين مي شود. از نکات جالب فيلم آن بود که در آن، براي نشان دادن يک شيخ تروريست لبناني مجبور شده بودند، بجاي لباس آخوندي که ممکن بود اعتراض هايي را بر ضد فيلم برانگيزد، کت و شلوار تن او کنند، که اينطوري بيشتر به پدرخوانده شبيه شده بود.
در مورد Dare Devil هم، به نظرم يکي از مزخرف ترين فيلم هايي بود که تو اين چند روز ديدم، علاوه بر ضعف داستان در شخصيت پردازي وادامه روند آن، جلوه هاي ويژه داستان هم بسيار مصنوعي به نظر مي رسيدند. تنها موزيک اون خيلي قشنگ بود و البته هنرپيشه نقش زن داستان (Jennifer Garner).

مدتيه که فيلم Satyricon از Fellini رو به صورت سريالي مي بينم، چون تقريبا هيچ چيزي از فيلم رو نمي فهمم.

تو اين هفته بالاخره، پخش فيلم مارمولک در تمام سينما هاي کشور ممنوع شد، هرچند که نسخه هاي کپي شده اون دست به دست مي چرخند و جالب اينکه، حتي کساني که توي سينما فيلم رو ديده بودند، به اميد شنيدن فحش هاي بيشتر هم که شده دوباره نسخه بد اون رو که با دوربين هاي ويدئويي دستي از پرده سينما ضبط شده است را تماشا مي کنند.
در حالي که آخوندهايي بودند که نمايش اين فيلم رو حتي مايه استحکام و اعتبار بيشتر خود مي دانستند، عده ديگه اي هم بودند که به شدت از نمايش اون به خشم اومده بودند.

به هرحال، توي کشوري که مردم فيلم هاي مطرح سينماي جهان رو که مي خواهند پشت درهاي بسته، توي خونه خودشون نگاه کنند، مي ترسند که شايد خواهري و مادري چشمشون باز بشه و اون رو سانسور مي کنند، جلوگيري از نمايش مارمولک کار عجيبي نبايد به حساب بياد.


لينک ها:

مارمولک از همه سينماهای ايران بيرون می رود

راديو و تلويزيون در دوره رياست لاريجانی

رويارويی ايسنا و رئيس قوه قضاييه بر سر يک خبر

نخستين سفينه خصوصی در آستانه ورود به فضا

سمينار نقش اقوام ايرانی در آينده ايران

'آغاجری مرتد نيست'

شيرين عبادی؛ اسلام، حقوق بشر و دموکراسی


 
 
| | Email



Monday, May 17, 2004
  Life for Rent,


اين هم متن اصلی و ترجمه ترانه Life for rent از Dido Armstrong..


Life For Rent

I haven't really ever found a place that I call home
I never stick around quite long enough to make it
I apologize that once again I'm not in love
But it's not as if I mind
that your heart ain't exactly breaking

It's just a thought, only a thought

But if my life is for rent and I don't lean to buy
Well I deserve nothing more than I get
Cos nothing I have is truly mine

I've always thought
that I would love to live by the sea
To travel the world alone
and live my life more simply
I have no idea what's happened to that dream
Cos there's really nothing left here to stop me

It's just a thought, only a thought

But if my life is for rent and I don't learn to buy
Well I deserve nothing more than I get
Cos nothing I have is truly mine

While my heart is a shield and I won't let it down
While I am so afraid to fail so I won't even try
Well how can I say I'm alive

If my life is for rent...



زندگي کرايه اي

من وقت جايي پيدا نکردم که بتونم اون رو خونه خود بخونم
هيچگاه اينقدر جايي دوام نياوردم که بتونم اون جا خونه ای بسازم
بايد يکبار ديگر معذرت بخواهم، من عاشق تو نيستم
اما ايچنين نمي بود اگر فکر نمي کردم که
هرگز قلبت را نمي شکند

اين تنها خيالي بيش نيست، تنها يک خيال

اما اگر زندگي من کرايه اي است، و هيچ وقت ياد نمي گيرم که بخرم
خوب شايد لياقت بيش از اين را نداشته باشم
چون هيچ چيزي ندارم که جدا مال خودم باشد

هميشه تصور مي کردم
که دوست دارم کنار دريا زندگي کنم
و تنها به ديدن جهان بروم
و زندگيم را خيلي ساده تر بگذرانم
نمي دانم چه بلايي سر آن رويا آمد
چون اينجا واقعا هيچ چيزي نبود که جلويم ایستاده باشد

اين تنها خيالي بيش نيست، تنها يک خيال

اما اگر زندگي من کرايه اي است، و هيچ وقت ياد نمي گيرم که بخرم
خوب شايد لياقت بيش از اين را نداشته باشم
چون هيچ چيزي ندارم که جدا مال خودم باشد

تا وقتي که قلبم همچون سپري محافظم است، هيچگاه او را کنار نخواهم گذاشت
تا وقتي که ترس از زمين خوردن درونم است، حتي يک بار هم تلاش نخواهم کرد
خوب چطور مي توانم خود را زنده بنامم

اگر تمام زندگيم کرايه اي باشد...

 
 
| | Email



Thursday, May 13, 2004
  انساني يا نه؟؟ تقريبا در تمام کشورهاي جهان، و بيشتر مردم دنيا، رفتار سربازان امريکايي با زندانيان عراقي را محکوم کرده اند. اما از وقتي که بعضي از عکس هاي مربوط به اين ماجرا رو توي وبلاگ منتشر کردم، بيشترين بازديد کنندگان سايت رو کساني تشکيل دادند که توي اينترنت به دنبال اونها مي گشتند.
جدا چرا صحنه هاي آزار و اذيت مردم، حتي براي محکوم کنندگان اونها هم تا اين حد هيجان انگيز هستند؟
در مورد زلزله بم هم، با خبر شده و ديدن بدبختي مردم، بيشتر ديده مي شد تا کمک کردن به اونها، همينطور الان تقريبا از يادها رفته اند.


با خواندن اين نوشته از خودتون خجالت نکشيد، براي ديدن اسلايد هاي مربوط به زندان عراقي ها روي عکس زير کليک کنيد.



Lynndie England, an American soldier points at a hooded and naked Iraqi prisoner at Abu Ghraib prison near Baghdad in this undated photo. In the two weeks since CBS' '60 Minutes II'' first broadcast pictures of American soldiers allegedly mistreating Iraqi prisoners, there's been a congressional probe, calls for the ouster of Defense Secretary Donald Rumsfeld and worldwide expressions of revulsion. (AP Photo/Courtesy of The New Yorker) MANDATORY CREDIT 
<br />
Lynndie England, an American soldier points at a hooded and naked Iraqi prisoner at Abu Ghraib prison near Baghdad in this undated photo. In the two weeks since CBS' '60 Minutes II'' first broadcast pictures of American soldiers allegedly mistreating Iraqi prisoners, there's been a congressional probe, calls for the ouster of Defense Secretary Donald Rumsfeld and worldwide expressions of revulsion. (AP Photo/Courtesy of The New Yorker) MANDATORY CREDIT



لينک ها:

باقی عکس های بدرفتاری با زندانيان 'حتی بدتر است'

سيا متهم به سوء رفتار در بازجويی از القاعده

 
 
| | Email



Wednesday, May 12, 2004
  سرکاري فيزيکي، به نظر شما، فرد اگر موقع بارندگي بدود کمتر خيس مي شود، يا اگر آرام راه برود؟؟

ضمنا، يکي به من بگه اين Track back دقيقا چکار مي کنه و چطوري کار ميکنه؟؟


لينک ها:

مبارزه با 'شانه دار مهاجم' در دريای خزر  
 
| | Email



Tuesday, May 11, 2004
  کولر آبي،


تا حالا به اين موضوع فکر کرديد که مخترع کولر آبي چقدر آدم احمقي بوده؟؟
توي کشوري مثل ايران که آب ارزش طلا رو داره و خشکسالي بيداد مي کنه، مردم شهر چند ميليون نفري مثل تهران براي خنک کردن خودشون از احمقانه ترين راه، يعني کولر هاي آبي استفاده مي کنند که روزانه حجم بسيار بالايي آب شيرين تصفيه شده رو به هوا ميده، بازدهي پاييني داره، طي ساليان، هيچ بهبودي در اون داده نشده، و انرژي زيادي هم مصرف مي کنه.
فکر کنيد، طي ماه هاي تابستان چه ميزاني از آب فقط از اين راه هدر ميره.

لينک ها:

بوي گند جنازه

پيامدهای تاييد حکم هاشم آغاجری چيست؟

توقيف شرکتهای تلفن اينترنتی در ايران

 
 
| | Email



Sunday, May 09, 2004
  اين خبر رو من نخونده بودم، به نقل از وب سایت بخش فارسی بی بی سی،


آقای خاتمی در اولين اظهارات خود در واکنش به اعطای جايزه صلح نوبل به خانم عبادی از او خواست تا اجازه ندهد از اين دستاورد به هيچ شکلی سوءاستفاده شود.

آقای خاتمی، خانم عبادی را از خانواده ای مذهبی توصيف کرد و گفت: " اميدوارم وی کاملا به منافع جهان اسلام و ايران توجه داشته باشد و به هيچ وجه اجازه ندهد که از اين موقعيت به دست آمده سوءاستفاده ای شود."

رييس جمهوری ايران گفت که مردم ايران از موفقيت وی احساس افتخار می کنند و از اين جايزه بايد به عنوان وسيله ای برای صلح و آشتی و پيشرفت ايران استفاده شود.

اما آقای خاتمی اضافه کرد که او احساس می کند که احتمالا تصميم به اعطای اين جايزه به خانم عبادی، انگيزه سياسی داشته است.

رييس جمهوری ايران با نام بردن از اسحاق رابين و شيمون پرز به عنوان برندگان جايزه صلح نوبل گفت: "اگر برندگان جايزه صلح نوبل در 40 سال گذشته يعنی تا دوران جنگ سرد را بررسی کنيم مشاهده می کنيم که ملاک های تعيين کننده برای اين جايزه ملاک های سياسی بوده اند."

رييس جمهوری ايران گفت: "در زمينه های علمی کاملا ملاک های علمی و واقعی رعايت می شود و واقعا برندگان علمی جايزه نوبل، برجسته ترين دانشمندان جهان هستند."

محمد خاتمی گفت که جايزه صلح نوبل چندان مهم نيست و جايزه ادبی و علمی آن مهم تر است.

او در جمع خبرنگاران بدون بردن نام از کسی گفت برخی عناصر نه فقط ايران را بلکه صلح جهانی را تهديد می کنند و به طور اخص به درگيری ميان اسرائيل و فلسطينيان اشاره کرد.

رييس جمهوری ايران با اشاره به اطلاعيه نوبل، که از خانم عبادی به عنوان اولين زن ايرانی و مسلمان نام برده شده که اين جايزه به او اعطا شده است، گفت: "طبعا دنيای اسلام توقعاتی دارد. امروز بايد بدانيم که صلح را چه کسانی در دنيا به خطر می اندازد و چه کسانی حقوقشان در معرض تجاوز است. بايد ديد در فلسطين چه می گذرد و تهديدهايی که عليه ايران می شود، چيست؟"

آقای خاتمی در ادامه افزود: "اميدواريم هيچ فردی در هيچ موقعيتی اجازه ندهد که از وجود وی عليه مصالح کشور و مسلمانان سوءاستفاده شود."

او ضمن ابراز خشنودی از اعطای جايزه صلح نوبل به شيرين عبادی همچنين گفت: "هيچ انسانی نيست که از موفقيت هم وطن خود خوشحال نشود و من نيز از اين که يک هم وطن ما موفقيتی کسب کرد، خرسندم."

او در ادامه همچنين گفت: " بايد در ايران بکوشيم مسير صلح، آشتی و پيشرفت تحقق يابد."

واکنش ها به سخنان آقای خاتمی

سخنان محمد خاتمی، بلافاصله واکنش هايی را به دنبال داشت.

برخی چهره های سياسی از محمد خاتمی انتقاد کردند که چرا اين جايزه را کم اهميت جلوه داده است و برخی روزنامه های محافظه کار از اين سخنان استقبال کرده اند.

اما ساعاتی پس از اين سخنان، محمدعلی ابطحی، معاون پارلمانی آقای خاتمی توضيحاتی در مورد سخنان وی ارائه داد و از جله تصريح کرد که محمد خاتمی از اهدای جايزه نوبل صلح به خانم عبادی خوشحال است.

وی گفت: "همچنان كه سوء ‌استفاده سياسی از اهدای جايزه نوبل به خانم عبادی مورد قبول رييس‌ جمهور نيست، خدشه ‌دار كردن ابراز خوشحالی وی از اين مساله نيز مورد نقد و اعتراض رييس‌ جهمور است."

واکنش ساير مقامات دولتی و محافل اصلاح طلب به اين خبر به طور کلی مثبت بوده و بر عکس محافل محافظه کار نسبت به اين موضوع ابراز شک و ترديد کرده و يا واکنش کاملا منفی نشان داده ا ند.

شيرين عبادی که به عنوان اولين قاضی زن در ايران تا رخداد انقلاب اسلامی در اين کشور فعاليت حقوقی داشت، قرار است روز سه شنبه، 14 اکتبر، وارد ايران شود.

او توسط هزاران ايرانی و فعال حقوق بشر فرانسوی در فرودگاه اورلی پاريس، پايتخت فرانسه، بدرقه شده است.

گفته می شود او از بستگان خود خواسته است تا مراسم استقبال را در ايران ساده برگزار کنند.

البته به نظر می رسد تعدادی از مقام های دولتی در فرودگاه حاضر خواهند بود تا از خانم عبادی استقبال کنند.

کميته صلح نوبل در نروژ روز جمعه، دهم اکتبر، گفت اين جايزه به دليل فعاليت های خانم عبادی، 56 ساله، در زمينه حقوق بشر و ترويج دمکراسی در ايران به ويژه در مورد حقوق زنان و کودکان، به وی اعطا شده است.



لینک ها:

طلاق راه حل است یا فاجعه؟

مقايسه وضعيت کنونی و قبل از انقلاب زنان ايران توسط اکونوميست

استقبال شيرين عبادی از دادن حق سرپرستی کودکان به زنان

زنان ايرانی حق سرپرستی پسران را کسب کردند

دختران ايران: دانشگاه یا ازدواج

ازدواج بدون اجازه در چين قانونی می شود

لینک های امروز از نظر تاریخ همگی قدیمی هستند اما چیز هایی بودند که مدت ها دنبالشون گشته بودم.

 
 
| | Email



Saturday, May 08, 2004
  سارا و ياسمين، خبر کوتاهي که در خبرگزاري ها به آن اشاره شد، سارا و ياسمين به بلژيک برگشتند.خبري به اين سادگي داستاني در وراي خود نهفته دارد، داستاني به بزرگي زندگي.
طبق قوانين ايران، زوج هاي ايراني مقيم خارج از کشور، يا ايرانياني که در خارج از کشور يا خارجيان ازدواج مي کنند، براي اينکه ازدواجشان پذيرفته باشد، مي توانند به سفارتخانه هاي ايران در آن کشور مراجعه کنند و طبق قوانين اسلامي ايران دوباره خطبه عقد برآنها جاري شود ، در غير اين صورت در ايران به عنوان افراد ازدواج کرده تلقي نمي گردند. براي مثال اگر يک مرد ايراني قصد ازدواج با يک زن خارجي را داشته باشد، آن زن نخست بايد به اسلام در آيد سپس مي تواند با مرد ايراني ازدواج کند، دختران ايراني که بخواهند رسما با مردان غير مسلمان ازدواج کنند هم مشکلاتي مشابه دارند، اين مشکلات موقع طلاق چند برابر مي شوند، براي مثال، همان زن غير مسلماني که به اجبار به اسلام گرويده است، تا ازدواجش از نظر دولت ايران رسميت بيابد، ديگر نمي تواند يکطرفه تقاضاي طلاق نمايد، زيرا دادگاه هاي ايران اين حق را در عمل براي زن قائل نيستند. و بر همين منوال اگر آن زن ايراني که با شوهر خود در خارج از کشور زندگي مي کند، براي گرفتن حقوق خود به ايران سفر کند، شوهر او بر مبني قوانين ايران حتي در خارج از کشورهم که باشد، مي تواند زن را ممنوع الخروج نمايد، به اين ترتيب زن بيچار هيچ راهي ندارد. از طرف ديگر، اگر مرد بچه ها را به ايران بياورد نيز راه ها به روي زن کاملا بسته است.
حال اين زن شجاع بلژيکي، با پذيرفتن تمام خطرهاي موجود، به ايران سفر کرده، بچه هاي خود را به سفارت بلژيک برده تا براي آنها تقاضاي پناهندگي کند، که البته ظاهرا با فشاربلژيکي ها، دولت ايران حاضر به همکاري شده و اجازه خروج به آنها داده است.
اولين باري که اين داستان را خواندم ياد "بدون دخترم هرگز" داستان زن امريکايي که سالها پيش در همين دام گرفتار بود افتادم، واقعا تا چه حد مي توان قوانين خشک و متعصبانه را در دنياي مدرن امروز بدون تغيير نگه داشت؟


 
 
| | Email



Friday, May 07, 2004
  شبنم، از روز تولد شبنم، هر روز پایین تر رفتن عکسش رو توی صفحه وبلاگم تماشا می کردم، به همون راحتی که خودش رفت، امروز باید آخرین روزی باشه که عکسش رو می تویم تو صفحه اول ببینیم.  
 
| | Email



  اخلاق انگلیسی، جدای از تمام جنجال ها بر سر شکنجه هایی که در زندان های عراق توسط سربازان امریکایی و بریتانیایی انجام شده است، جالب اینجاست که روزنامه های همان کشور ها و همین طور تلویزیون ها و رادیو های خودشان اولین ها و قوی ترین های معترضان به این اعمال بوده اند، طوری که دیگران تنها مطالب خود این نشریات را منتشر می کنند.
فکر می کنم این جمله قدیمی که هیچ کس به خوبی یک انگلیسی نمی تواند از انگلیسی ها انتقاد کند اینجا خود را نشان می دهد. و جالب تر اینکه هیچ حکم حکومتی دایر بر اینکه سرپوشی بر ماجرا گذاشته شود یا جلوی آبرو ریزی ها گرفته شود صادر نشده است، تا جایی که امروز وزیر دفاع امریکا مجبور به پاسخگویی در سنا شد.

ضمنا امروز همه فن حریف یک قدم دیگر به دات کام شدن نزدیک تر شد.

لینک ها:

کلک خيال انگيز حافظ و موسيقی کلاسيک قرن نوزدهم اروپا

مسلمانانی که آمریکا را دوست دارند در ایران هستند

نامه‌ای برای فردا که خیلی دیره!

ديزنی از توزيع فيلم گزنده مايکل مور درباره بوش خودداری کرد

البته عده اي هم که همه چيز را يک بازي حکومتي مي دانند اعتقاد دارند و نوشته اند که اصلاً اين بازي حکومت بوده که فيلم فروش بيشتري کند. گرچه اين اتفاق افتاد و اين فعل و انفعالات در فروش بي نظير مارمولک مؤثر بود ولي باور کنيد که اگر اينقدر امکان هماهنگي در کشور وجود داشت و امکان تنظيم سناريوي اين بازي بود، وضع کشور بهتر از اين مي شد.

سارا و ياسمن به بلژيک بازگشتند
 
 
| | Email



Thursday, May 06, 2004
  قوه قضائیه تعطیل شد، بند شش: در جريان دستگيري و بازجويي ... از ايذاي افراد نظير بستن چشم و ساير اعضا و تحقير و استخفاف به آنان اجتناب گردد.
نتیجه گیری اول: از این به بعد علاوه بر اینکه چشم متهمان در هنگام بازجویی بسته نمی شود، سایر اعضای متهمان هم بسته نمی شود.
نتیجه گیری دوم: تا به حال سایر اعضای متهمان در هنگام بازجویی بسته می شد. وسیله بستن سایر اعضاء متهمان فعلا معلوم نیست.
نتیجه گیری سوم: یکی از کارهای بازجویان تا به حال در قوه قضائیه استفاده از وسایلی برای بستن سایر اعضای متهمان بوده است.
پیشنهاد: برای رفع هرگونه ابهام پیشنهاد می شود یک دفترچه راهنمای آناتومی مخصوص بازجویی که در آن اعضای بدن متهمان که نباید بسته شوند با تصویر نشان داده شده باشد، چاپ شود تا اعضای مذکور امنیت کامل داشته باشند.
سووال: مگر برای بازجویی متهم چه کاری صورت می گیرد که اعضای متهم باید بسته شود؟
بند هفت: بازجويان و ماموران تحقيق از پوشاندن صورت و يا نشستن پشت سر متهم يا بردن آنان به اماكن نامعلوم و كلاٌ اقدام هاي خلاف متعارف خودداري ورزند و به جاي آن از شيوه هاي علمي و فني تحقيق و بازجويي و تكنيك هاي مدرن استفاده شود.
سووال اساسی: فرض کنید کسی تشریح کند که کسی که صورتش را پوشانده بود و پشت سر من نشسته بود و مرا به مکانی نامعلوم برده بود و اقدامات خلاف متعارف می کرد و...... به نظر شما این عمل چه شباهتی به بازجویی دارد؟

متن کامل مطلب از وب ابراهیم نبوی  
 
| | Email



Wednesday, May 05, 2004
  و بالاخره مارمولک، هفته پيش به اتفاق سيامک و يک سري ديگه از دوستان رفتيم به ديدن مارمولک، شلوغي دم سالن سينما سپيده، در ساعت 10 شب قابل توجه بود، ما که از قبل بليط رزرو کرده بوديم به راحتي و بدون توي صف ايستادن رفتيم تو.

بعد از چند دقيقه شروع فيلم بازي هميشه جالب پرويز پرستويي که او را با موهاي سفيد و شکم گنده مي ديدم و ديالوگ هاي پخته فيلم جلب توجه مي کردند.

صداهاي خنده مردم، حتي خانواده به شدت مذهبي که توي رديف جلوئي ما نشسته بودند گاهي آنقدر بالا مي رفت که شنيدن صداي فيلم را غير ممکن مي کرد.

داستان فيلم را فکر مي کنم که همه بدانند، در فيلم توهين آشکاري به روحانيت نبود، اما حرف هايي که مردم توي کوچه و بازار در مورد آخوندها به زبان مي آوردند را مي شد روي پرده سينما اون هم تحت حکومت آخوند ها شنيد، و اين همان بود که همه را بهت زده مي نمود.

فيلم مارمولک در شرايط عادي چيزي جز يک کمدي با سوژه هاي نسبتا تکراري نيست. داستان فرار دزدي با وجدان از زندان در لباس مبدل روحانيان، که خود پوشيدن لباس رفتار و مسئوليت هايي را برايش به همراه مي آورد و زندگيش را دگرگون مي کند. جداي از محتواي داستان، بازيگري، کارگرداني يا ديگر جنبه هاي هنري آن، به زبان فيلم گفتن نگفته ها، در سرزميني مثل ايران شجاعتي مي طلب که ظاهرا تنها عده اي چند داراي آن هستند. در طول فيلم کمتر شوخي را مي شود پيدا کرد که قبلا شنيده نشده باشد، اما شنيدن آن از بلند گوهاي سالن سينما لطفي ديگر دارد. فتوا هايي که در مورد، نماز خواندن در قطب شمال يا برخورد زن و مرد در سفينه هاي فضايي داده مي شدند هيچکدام تازگي نداشتند، هر چند که نظر مارمولک در مورد اينکه "همه مردم امکانات فضانوردي ندارند و بنابراين نبايد به روابط پسرها و دخترها زياد سخت گرفت" شايد از بکرترين شوخي هاي فيلم بود.

اما امروز:

آيت الله جنتي در مورد مارمولک گفته است: "هر چند من فيلم مارمولک را نديده ام اما بر اساس تعريفي که براي من کرده اند (فيلم مارمولک) خيلي بد آموزي دارد و بايد جلوي پخش آن را گرفت."
وي همچنين گفت: "در اين فيلم روحاني را به صورت مضحک ساخته اند که البته يا با سوء نيت است يا غير آن، بايد (با آن) برخورد شود چرا که اين گونه فيلم ها مفاسد اجتماعي را در جامعه گسترش مي دهد."
لينک ها:

جنتي خواستار توقيف فيلم مارمولک شد

چرا فيلم مارمولک جذاب است؟



 
 
| | Email



Tuesday, May 04, 2004
  آخرين وزيرخارجه حکومت پهلوی درگذشت،


احمد ميرفندرسکی، آخرين وزير امورخارجه حکومت شاهنشاهی در ايران در سن 86 سالگی در فرانسه گذشت.

وی از خانواده ای بود که از اوائل عهد قاجاريه در امور سياست خارجی ايران مقامات و مناصبی داشتند و اولين مأموريت خارجی اش در دستگاه سياست خارجی ايران، عضويت در کادر سياسی سفارت ايران در سال 1945 در مسکو، پايتخت روسيه بود.

وی بعدها به مقام سفيری ايران در اتحاد جماهير شوروی رسيد و پس از آنکه برای دومين بار به مقام سفارت رسيد، معاون وزارت امورخارجه شد و در سال 1971 (1350) قائم مقام اين وزارتخانه شد.

احمد احرار، نويسنده و روزنامه نگار ايرانی که بر اساس گفت و گو با احمد ميرفندرسکی کتابی در مورد سياست خارجی ايران در زمان سلطنت محمدرضا شاه پهلوی تأليف کرده است در گفت و گو با بخش فارسی بی سی سی گفت که آقای ميرفندرسکی به زبانهای روسی و آلمانی و فرانسه تسلط داشت، انگليسی هم می دانست و به اين زبان تکلم می کرد و به علت استقلال فکر خود در ميان کادر وزارت امورخارجه احترام زيادی داشت.

آقای احرار همچنن می گويد که احمد ميرفندرسکی نقش بسيار مؤثری در بهبود روابط ايران و شوروی ايفا کرد تا آنجا که در سال 1973(1352) که جنگ اعراب و اسرائيل جريان داشت بدون کسب دستور از مقامات بالاتر اجازه داد سی و دو هواپيمای شوروی از فراز خاک ايران عبور کنند و کمک دارويی و وسائل غيرنظامی به جبهه اعراب برسانند و به همين دليل از کار برکنار شد.

احمد ميرفندرسکی از آن پس تا سال 1356 که مجدداً از سوی وزارت امورخارجه دعوت به کار شد، از لحاظ سياسی بيکار بود و در دانشگاه ملی (شهيد بهشتی کنونی) حقوق بين الملل تدريس می کرد.

او در سال 1357 در دولت شاهپور بختيار، آخرين نخست وزير حکومت شاهنشاهی به وزارت امورخارجه رسيد که البته دوران وزارتش بيش از سی وهفت روز طول نکشيد و پس از پيروزی انقلاب به دليل عضويت در همين دولت به زندان افتاد.

او پس از آزادی از زندان به فرانسه مهاجرت کرد و بقيه عمر خود را در آن کشور زيست.

به نقل از وب سايت بخش فارسی بی بی سی

 
 
| | Email



  نامه ای برای فردا‎ - به قلم سید محمد خاتمی،


شاید نسل جوان ما با کمتر کسی چون رئیس جمهور خود درددل و رابطه انتقادی داشته است. یکی از بزرگترین سرمایه های دوران مسؤولیتم، نامه ها، جزوه ها، نقاشیها، سروده ها، پیام ها، ستایش ها و نقدهایی است که از سوی نوجوانان و جوانان برومند این مرز و بوم برای من آمده است و جابجا. تا آنجا که میسر بوده است، کوتاه یا مفصل، به آنها پاسخ داده ام. اگر قادر به رسم یک منحنی درمورد گرایشها، انگاره‌ها و انگیزه های جوانان باشم، می توانم نشان دهم که سیر منحنی امید ابتدا سریعاً صعودی بوده و اندک اندک به نزول میل کرده است. امری که بررسی جامعه شناختی و روانشناختی آن به عهده صاحب نظران پژوهشگر است. به نظر من بخشی از این مسأله طبیعی و بخش عمده آن ناشی از عواملی است که می توانست نباشد و متأسفانه بود. من به یاری خداوند روزی خواهم کوشید تا همه نامه ها و اثرها را منتشر کنم که در واقع نماد یکی از حساس ترین لحظه های تاریخی این مرز و بوم است، ولی اینک و در فضای کنونی لازم دانستم خطاب به همه فرزندان عزیزم که مهر و خشمشان هر دو برای من قیمتی است، نامه ای بنویسم و عنوان آن را « نامه ای برای فردا » بگذارم و اینک که به پایان دوران مسؤولیت رسمی خود نزدیک می شوم، باب این مراوده و تبادل نظر را باز کنم. این نامه نه دربرگیرنده همه گفتنی های من است و نه درصدد پاسخ گفتن به همه پرسشها و نقدها. فتح بابی برای گفت و گو و بازاندیشی است، چراکه همواره دل کوچکم به یاد روح بزرگ جوانان این سرزمین و همه جوانان تپیده است.

ادامه مطلب از سايت رسمی رياست جمهوری...

محمد خاتمی، رييس جمهور ايران، روز دوشنبه سوم آوريل با انتشار نامه ای در 47 صفحه تحت عنوان "نامه ای برای فردا" به پاسخگويی به انتقادهايی پرداخته که درباره عملکرد وی مطرح شده است.

نامه ای برای فردا؛ ادامه روش ديروز و نمايش مرزبندی امروز

نامه ای برای فردا: نظر شما چيست؟

 
 
| | Email



Monday, May 03, 2004
  خط ها، در حالی که خط های قرمز مغز های ایرانی را پر از خون کرده اند، این مردم نسبت به خطوط با رنگ های دیگر هیچ احساسی ندارند. برای مثال خط های سفید روی آسفالت خیابان ها هستند. خط های سفید مقطع جدا کننده لین های خیابان ها و بزرگراه ها که در واقع باید به عنوان خط های جدا کننده و مرز های لین ها (مثل خط های قرمز که مرز ها را مشخص می کنند) به حساب آیند، اصلا بودن و نبودن آنها تاثیری در رانندگی ایرانیان ندارد. یا نمونه دیگر خطوط سفید، خط عابر پیاده است، که نه برای عابران پیاده و نه برای رانندگان کوچکترین معنی ندارد.

شاید یک روز خط قرمز عابر پیاده و خط قرمز ... داشته باشیم.
 
 
| | Email



Sunday, May 02, 2004
  دختران جرج بوش، قبلا يک سري عکس هاي نيمه عريان که در واقع منتاژ شده عکس هاي جرج بوش بر بدن مدل هاي زيبا بود را ديده بودم، اما اينها جدا واقعي هستند. ظاهرا، جرج بوش دو دختر دوقلو دارد که حداقل از نظر قيافه به باباشون نرفتن (اگر رفته باشند هم ظاهرا نسخه اصلاح شده اند).
به هر حال سعي خودتون و بکنيد، شايد تونستيم روابط دو کشور رو بهبود بديم.



President Bush (news - web sites) and first lady Laura Bush walk out of the Army Hospital, after visiting troops, followed behind by their twin daughters Barbara, left, and Jenna, right, at Fort Hood, Texas, Sunday, April 11, 2004. The Bush family attended Easter Services at Fort Hood. (AP Photo/Pablo Martinez Monsivais) 
<br />





http://us.news1.yimg.com/us.yimg.com/p/rids/20040411/i/r3271857573.jpg

 
 
| | Email



  آیا این تصاوير فراموش خواهند شد؟



<br />American soldiers stand behind a pyramid of naked Iraqi prisoners at the Abu Ghraib prison near Baghdad, Iraq (news - web sites) in this undated photo. (AP Photo/Courtesy of The New Yorker) MANDATORY CREDIT


American soldiers stand behind a pyramid of naked Iraqi prisoners at the Abu Ghraib prison near Baghdad, Iraq (news - web sites) in this undated photo. (AP Photo/Courtesy of The New Yorker) MANDATORY CREDIT

The US-led coalition is facing outrage amid mounting allegations of widespread abuse at its jails in Iraq (news - web sites) and growing anger from the people it claims to have liberated. Here Britain's mass-circulation Daily Mirror newspaper carrying photographs claiming to show British troops abusing an Iraqi prisoner in a camp near Basra(AFP/Odd Andersen) 
<br />

The US-led coalition is facing outrage amid mounting allegations of widespread abuse at its jails in Iraq (news - web sites) and growing anger from the people it claims to have liberated. Here Britain's mass-circulation Daily Mirror newspaper carrying photographs claiming to show British troops abusing an Iraqi prisoner in a camp near Basra(AFP/Odd Andersen)

Brigadier General Janis Karpinski, a US Army Reserve general whose soldiers were photographed abusing Iraqi prisoners said the prison cellblock involved was under the tight control of military intelligence, which may have encouraged the abuse, according to the New York Times(AFP/File/Robert Sullivan) 
<br />

Brigadier General Janis Karpinski, a US Army Reserve general whose soldiers were photographed abusing Iraqi prisoners said the prison cellblock involved was under the tight control of military intelligence, which may have encouraged the abuse, according to the New York Times(AFP/File/Robert Sullivan)

 
 
| | Email



Saturday, May 01, 2004
  روز مهم،




امروز روز مهمي در تاريخ جهان بود. 10 کشور اروپايي ديگر به جامعه اروپا پبوستند، روز جهاني کارگر بود، ديروز در هلند روز ملکه بود(همه جا نارنجي)، در عراق معلوم شد نيروهاي بريتانيايي هم دستشان در کار شکنجه هاي زندانيان بوده و ...

 
 
| | Email



  اسطوره، امروز بعد از ظهر، تلويزيون بي بي سي برنامه اي در مورد نلسون ماندلا پخش مي کرد، گوينده برنامه در آخرين جمله خود مي گفت: "هيچ اسطوره زنده اي نمي تواند در آرامش زندگي کند."
اين جمله را در آن قسمت از داستان زندگي مي گفت، که ماندلا حتي از بازنشستگي خودخواسته در دنياي سياست و مبارزه براي صلح و آزادي خسته شد و به شيوه هاي ديگري به آن بازگشت.
اين مرد، شايد جزء معدود مبارزان و آزادي خواهاني باشد که بي نقص ترين چهره هاي موفقيت را به چشم خود ديده است. هرچند که همسر فعلي او در مصاحبه مي گفت، او به دليل اينکه سالهاي جواني خود را در زندان گذرانده بود، تجربه زندگي عادي را ندارد و نمي دانست با بچه ها چطور بايد رفتار کرد و خود او مي گفت که اين را همسرش به او آموخته، اما او در جامعه اي زندگي مي کند که با تمام مشکلات، نه تنها امکان موفقيتش را درون خود جاي داده بود، بلکه امکان لذت بردن او را از آن موفقيت ها برايش مهيا مي نمايد.
داشتم افريقاي جنوبي را با ايران مقايسه مي کردم که همچون مادريست که بچه هاي خود را سر مي برد.
شمس الواعظين و گنجي و نبوي روزنامه نگارانش که همه مزه زندان چشيده اند، تا اميرکبير و ديگر اصلاح طلبانش که هرکدام به گونه اي حالشان گرفته شد.
 
 
| | Email
 

 دربــاره همه فن حريف
نگاه غير انتقادی همه فن حريف به ديگران...


 بقيه همه فن حريفها
 نوشته هاى قديمى
همه فن حريف با RSS


 بــا تـشـكــــــر از

Powered by Blogger