|
هـــمـــه فـــن حـــريف |
||||
|
Monday, May 31, 2004
دعا،
Sunday, May 30, 2004
خيابان هاي شب زده،
جداي از آنکه، در آن کتاب فلسطيني ها را با بز و اسب و .. مقايسه کرده بود، بي خانمان بودن آنها در ذهن من جاي خود را باز کرده بود. چند روز است که خيل عظيمي از مردم، شب هارا در کنار خيابان ها و درون پارک ها به صبح مي رسانند، اسرائيلي ها خانه شان را از آنان نگرفته اند. خود خانه اي نا امن بر زميني سست بنا کرده اند که حال، با تکاني، وحشت بودن در آن را دارند. تا کي بايد در پارک خوابيد؟ ترس مردم از وقوع زلزله کاملا طبيعي است، اما در پارک خوابيدن اهالي تهران، انسان را به ياد داستان مورچه و ملخ مي اندازد. تابستان گرم، مورچه وقت خود را صرف جمع آوري غذا براي زمستان مي کرد، و ملخ بر شاخه هاي درختان مي جهيد، زمستان، مورچه ملخ را ديد که گشنگي به او فشار آورده بود و چيزي براي خوردن نداشت. با وجود اينکه، قوانين مربوط به مقاوم سازي در برابر زلزله در ايران، يکي از سخت گيرانه ترين و کامل ترين هاي جهان است، و چيزي کمتر از قوانين مشابه در کشورهاي ژاپن و امريکا ندارد، در موقع ساخت ساختمان، به راحتي از طرف پيمانکاران نقض مي شود. جالب اين است که آن بساز و بفروش ها، يا خود در همين ساختمان هاي نا امن زندگي مي کنند، يا فرد مشابهي ساختمان محل کار و سکونت شان را بنا کرده است. نکته جالب ديگر اينکه، در حالي که سايت سازمان نقشه برداري امريکا، تنها چند دقيقه بعد از وقوع زلزله، شدت آن را 6.2 ريشتر و محل دقيق آن را با طول و عرض جغرافيايي مشخص کرد، ظاهرا، تا اين لحظه هنوز بين علماي ايراني اختلاف است. يک خاطره، چند سال پيش قرار بود در مورد کاربرد اطلاعات جغرافيايي در مديريت بحران (بعد از زلزله) دمويي را آماده کنم، براي آشنايي بيشتر با ابعاد کار، و کسب اطلاعات آکادميک به همراه يکي از همکاران به پژوهشکده زلزله در فرمانيه تهران به ديدن يکي از اساتيد اين فن رفيتم. در دوران تحصيل، ياد گرفته بودم، که استاد يعني مرجع علمي که مي توان به او مراجعه کرد، و راهنمايي خواست، او ياگرفته که بياموزد. علاوه بر اساتيد دانشکده خودمان، حتي اگر از اساتيد دانشگاه هاي ديگر هم کمک مي خواستيم بدون چشم داشتي پاسخگو بودند. اما زمانه عوض شده، جناب استاد ... تقريبا بعد از اينکه به او سلام کرديم براي پاسخگويي نرخ تعيين کرد. "من که وقت ندارم در اين زمينه به شما کمک کنم، اما اگر کسي مي خواست اين کار رو بکنه لااقل 50 ميليون مي گرفت". کاسبي با پول و سرمايه اي که امثال مايي براي تحصيل و کار ايشان فراهم کرده ايم، تا با کمک علم بدست آورده شان ما را نجات دهند يکم درد آورد بود. .در قسمت لينک هاي اين پست، آدرس صفحه اي را مربوط به USGS (سازمان نقشه برداري امريکا) را مي توانيد بيابيد که آخرين زلزله هايي را که در جهان اتفاق افتاده اند، با ذکر زمان، شدت و طول و عرض جغرافيايي فهرست مي شوند. لينک ها: فهرست آخرين زلزله هاي ثبت شده جهان سايت ديگري باز هم فهرست زلزله هاي ثبت شده با نمايش بر روي نقشه جاده چالوس بعداز زلزله روز گذشته وبلاگ های ايرانی در کنفرانس مطالعات ايران مقاله ای از جان سیمپیون Saturday, May 29, 2004
بازار داغ شايعه،
Friday, May 28, 2004
باز هم آقاي زلزله،
Thursday, May 27, 2004
يک روز صبح در کهکشان،
يک صبح کيهاني!! آيا در کهکشان ها روز شب معنايي خواهند داشت؟ خوب به تصوير بالا دقت کنيد، تصوير توسط تلسکوپ فضايي هابل از کهکشاني گرفته شده است که وقتي از روي زمين به آن نگاه مي کند (بدون چشم مسلح) قطري حدود يک پنجاهم قطر ماه کامل را دارد. اين را کارشناسان ناسا، با تلفيق شش تصوير گرفته شده از هابل ايجاد کرده اند. هرکدام از اجرام نوراني که درون کهکشان مي بينيد يک ستاره است که بايد چيزي شبيه خورشيد خودمان باشد و ممکن است سياراتي به دور آن در گردش باشند و جالب تر اينکه فاصله متوسط بين اين اجرام نوراني که در تصوير ديده مي شوند آنقدر زياد است که ساکنين آنها، آسمان خود را به سياهي آسمان شب هاي زمين تيره مي ببينند. در واقع اگر تلسکوپ هاي آنان از کشهکشان راه شيري تصوير برداري کنند چيزي مشابه همين عکس را خواهند ديد. سفينه فضايي ما: نکته جالب اينجاست که به فرض دستيابي به تکنولوژي هاي لازم جهت سفرهاي فضايي، به اين دور دستي و با سرعت هاي نزديک به سرعت نور که رسيدن به چنين مکان هايي را در طول عمر بشري ميسر سازد، باز هم کسي قادر به ديدن اين نمايش عظيم نخواهد بود. ساعت ها: يکي از پرسش هاي بنيادين در علم فيزيک تنظيم ساعت است. فرض کنيد دو نفر در 200 سال قبل، يکي در لندن و ديگر در توکيو قرار بود ساعت هاي خود را با هم ميزان کنند. به نظر شما راه حل چه بود؟ اين مسئله در مشاهدات نجومي نيز معتبر است. گاهي مفيد و گاهي هم پيچيده. سال نوري: بر خلاف نظر خيلي ها که فکر مي کنند، سال نوري، واحد زمان است. در واقع، سال نوري يکي از واحد هاي اندازه گيري طول است. يک سال نوري عبارت است از، فاصله اي که نور در طي يک سال (365x24x3600 ثانيه) طي مي کند. هر چه دورتر قديمي تر: وقتي به آسمان نگاه مي کنيد، تنها اطلاعاتي که مي توانيد از ستارگان دور دست به کف آوريد، نوري است که از آنها به شما مي رسد. اين نور مسافت طولاني بين ستاره مورد مطالعه و کره زمين را طي کرده و به ما رسيده است. در خلع بين ستارگان سرعت نور ثابت است. بنابراين، نور ستارگان دور دست تر، براي رسيدن به زمين زمان بيشتري را پشت سر نهاده ، يا به زمان ديگر، نوري که از ستارگان دورتر به ما مي رسد متعلق به زمان هاي دور تري است. بنابراين، ستاره شناسان مي توانند براي ديدن گذشته هاي جهان، به ستارگان دورتر چشم به دوزند، اما راهي براي شناخت وضعيت کنوني آنها وجود ندارد. وقتي مي گويند، فاصله ستاره اي تا زمين، چهار هزار سال نوري است، معني آن اين است که ما وقايع چهار هزار سال پيش آن ستاره را مي بينيم و همينطور است، وقتي ستاره اي چهار ميليون سال نوري از ما فاصله دارد. بنابراين، عکس کهکشاني که در بالا مي بينيد بيان کننده وضعيت آن کهکشان در چنديدن هزار سال قبل است و سفينه فضايي که حتي با سرعت نور سفر کند، باز هم بايد چنيدن هزار سال در راه باشد تا به آستانه اين کهکشان برسد و در آن زمان، وقايع چندهزار سال بعد را خواهد ديد که الزاما، هيچ شباهتي به تصوير کنوني نخواهد داشت. لينک ها: Hubble Deep Field Hubble Photo خنديدن پشت چراغ قرمز تأثير اينترنت بر ادبيات Wednesday, May 26, 2004
Tuesday, May 25, 2004
چنگ و دندون،
لينک ها: 'محسنی اژه ای سحرخيز را گاز گرفت' يك داستان جالب هاری (قسمت اول)، سيد ابراهيم نبوي هاری( قسمت دوم)، با چنگ و دندان از نظام دفاع کنیم هاری( قسمت سوم)یا سحرخیز باش تا کامروا شوی اگر اون گاز می گیره من هم لگد می زنم Monday, May 24, 2004
اخلاق انگليسي (2)،
Sunday, May 23, 2004
سوم خرداد،
Saturday, May 22, 2004
دوم خرداد،
Friday, May 21, 2004
کاشان آنلاين،
همه، تا حد ممکن از گل هاي موجود چيدند، و سپس به سمت محل غار نياسر حرکت کرديم. اما در کمال ناباوري، نه تنها در ورودي غار بسته بود، بلکه کسي نمي دانست که دقيقا کي باز خواهد شد. به هرحال، بعد از صبحانه، به ديدن آتشکده باستاني در نزديکي غار و پس از آن به ديدن آبشار و خريد گلاب و ... حدود ساعت 10:30 به کاشان رسيده بوديم، و به ديدن خانه هاي بروجردي ها، عباسيان و طباطبائيان رفتيم. خانه هايي که به سبک هاي سنتي اعيان کوير نشين ايران ساخته شده بودند. خانه هاي بزرگي متعلق به تاجران و بزرگان کاشان که امروزه توسط سازمان ميراث فرهنگي به موزه تبديل شده اند. شايد بازديد هاي مستمر از اين بناها خود وباعث تخريب در آنها گردد. به هرحال يکي از جالب ترين نکات در معماري اين بناها، سيستم هاي تهويه هوا در اتاق هاي آنها است. اين سيستم که بدون مصرف انرژي و به صورت کاملا طبيعي عمل مي کند، شامل کانال ها و ديوارهاي کاذب دور ديوار هاي هر اتاق است طوري که دماي اتاق را به طرز قابل توجهي پايين تر از دماي بيرون نگه مي دارند. يکي از اين ديوار هاي کاذب راهي براي وارد شدن داشت که در عکس زير آن را مي بينيد.
حمام فين معروف ترين بناي تاريخي کاشان، جايي که امير کبير به قتل رسيد. اين حمام که در باغ بسيار زيبايي به همين نام قرار دارد يکي از پربازديد کننده ترين مکان هاي تاريخي شهر کاشان است. جداي از طراحي بسيار زيباي باغ فين فواره هاي طبيعي که بدون موتور يا نيروي محرکه ديگري در تمام جوب هايي که در باغ پراکنده هستند فقط با کمک قوانين سيالات عمل مي کنند يکي ديگر از عجايب معماري هاي باستاني هستند. شايد معماران امروزي اين شهرها، بتوانند با درس گرفتن از تجارب گذشتگان در تطبيق با محيط کوير در استفاده بهينه از آب و مصالح و روش هاي تنظيم دماي محيط مصرف آب و انرژي را در اين شهرها کاهش دهند و از طرف ديگر خانه هايي مسکوني تر طراحي نمايند. با وجود داشتن اين جاذبه هاي توريستي در محل (اينها فقط تعدادي از مکان هاي توريستي نزديک کاشان به شمار مي روند) مردم و مقامات شهر، هيچ امکانات پذيرايي مناسبي براي گردشگران در نظر نگرفته اند. خيابان هاي تنگ، کثيف و شلوغ، رستوران هاي بسيار کثيف با غذاي بدون کيفيت فقط جزئي از مسائلي هستند که گردشگران در اين شهر با آن روبرو خواهند شد. نکته جالب توجه ديگر، روش هاي سنتي توليد گلاب است. با وجود فروش بسيار بالاي اين محصول، حداقل در بازار داخلي و با در نظر گرفتن جاذبه هاي توريستي مشاهده روندهاي گلاب گيري. توليد کنندگان اين محصول تقريبا هيچ نوآوري در روش، تجهيزات يا روند کار توليد آن به خرج نداده اند. اين محصول کماکان به همان شيوه هاي نه چندان بهداشتي و غير مکانيزه باستاني توليد مي شود.
براي ديدن عکس هاي بيشتر از اين مسافرت اينجا را کليک کنيد. لينک ها: 'خانه اسامه بن لادن'؛ يک اثر هنری متفاوت 'آمريکا تنها نيرويی که می تواند روحانيون ايران را نجات دهد' تصوير رجال دوره پهلوی در يادداشت های علم، يک تصوير آباد وسط صد تصوير خراب Thursday, May 20, 2004
منع آزادي يا پول تو جيب ديگران،
Wednesday, May 19, 2004
صدا و سيما،
Tuesday, May 18, 2004
چوب و گربه دزده،
Monday, May 17, 2004
Life for Rent,
زندگي کرايه اي من وقت جايي پيدا نکردم که بتونم اون رو خونه خود بخونم هيچگاه اينقدر جايي دوام نياوردم که بتونم اون جا خونه ای بسازم بايد يکبار ديگر معذرت بخواهم، من عاشق تو نيستم اما ايچنين نمي بود اگر فکر نمي کردم که هرگز قلبت را نمي شکند اين تنها خيالي بيش نيست، تنها يک خيال اما اگر زندگي من کرايه اي است، و هيچ وقت ياد نمي گيرم که بخرم خوب شايد لياقت بيش از اين را نداشته باشم چون هيچ چيزي ندارم که جدا مال خودم باشد هميشه تصور مي کردم که دوست دارم کنار دريا زندگي کنم و تنها به ديدن جهان بروم و زندگيم را خيلي ساده تر بگذرانم نمي دانم چه بلايي سر آن رويا آمد چون اينجا واقعا هيچ چيزي نبود که جلويم ایستاده باشد اين تنها خيالي بيش نيست، تنها يک خيال اما اگر زندگي من کرايه اي است، و هيچ وقت ياد نمي گيرم که بخرم خوب شايد لياقت بيش از اين را نداشته باشم چون هيچ چيزي ندارم که جدا مال خودم باشد تا وقتي که قلبم همچون سپري محافظم است، هيچگاه او را کنار نخواهم گذاشت تا وقتي که ترس از زمين خوردن درونم است، حتي يک بار هم تلاش نخواهم کرد خوب چطور مي توانم خود را زنده بنامم اگر تمام زندگيم کرايه اي باشد... Thursday, May 13, 2004
انساني يا نه؟؟
تقريبا در تمام کشورهاي جهان، و بيشتر مردم دنيا، رفتار سربازان امريکايي با زندانيان عراقي را محکوم کرده اند. اما از وقتي که بعضي از عکس هاي مربوط به اين ماجرا رو توي وبلاگ منتشر کردم، بيشترين بازديد کنندگان سايت رو کساني تشکيل دادند که توي اينترنت به دنبال اونها مي گشتند.
جدا چرا صحنه هاي آزار و اذيت مردم، حتي براي محکوم کنندگان اونها هم تا اين حد هيجان انگيز هستند؟ در مورد زلزله بم هم، با خبر شده و ديدن بدبختي مردم، بيشتر ديده مي شد تا کمک کردن به اونها، همينطور الان تقريبا از يادها رفته اند. با خواندن اين نوشته از خودتون خجالت نکشيد، براي ديدن اسلايد هاي مربوط به زندان عراقي ها روي عکس زير کليک کنيد.
لينک ها: باقی عکس های بدرفتاری با زندانيان 'حتی بدتر است' سيا متهم به سوء رفتار در بازجويی از القاعده Wednesday, May 12, 2004
سرکاري فيزيکي،
به نظر شما، فرد اگر موقع بارندگي بدود کمتر خيس مي شود، يا اگر آرام راه برود؟؟
ضمنا، يکي به من بگه اين Track back دقيقا چکار مي کنه و چطوري کار ميکنه؟؟ لينک ها: مبارزه با 'شانه دار مهاجم' در دريای خزر Tuesday, May 11, 2004
کولر آبي،
Sunday, May 09, 2004
اين خبر رو من نخونده بودم،
به نقل از وب سایت بخش فارسی بی بی سی،
Saturday, May 08, 2004
سارا و ياسمين،
خبر کوتاهي که در خبرگزاري ها به آن اشاره شد، سارا و ياسمين به بلژيک برگشتند.خبري به اين سادگي داستاني در وراي خود نهفته دارد، داستاني به بزرگي زندگي.
طبق قوانين ايران، زوج هاي ايراني مقيم خارج از کشور، يا ايرانياني که در خارج از کشور يا خارجيان ازدواج مي کنند، براي اينکه ازدواجشان پذيرفته باشد، مي توانند به سفارتخانه هاي ايران در آن کشور مراجعه کنند و طبق قوانين اسلامي ايران دوباره خطبه عقد برآنها جاري شود ، در غير اين صورت در ايران به عنوان افراد ازدواج کرده تلقي نمي گردند. براي مثال اگر يک مرد ايراني قصد ازدواج با يک زن خارجي را داشته باشد، آن زن نخست بايد به اسلام در آيد سپس مي تواند با مرد ايراني ازدواج کند، دختران ايراني که بخواهند رسما با مردان غير مسلمان ازدواج کنند هم مشکلاتي مشابه دارند، اين مشکلات موقع طلاق چند برابر مي شوند، براي مثال، همان زن غير مسلماني که به اجبار به اسلام گرويده است، تا ازدواجش از نظر دولت ايران رسميت بيابد، ديگر نمي تواند يکطرفه تقاضاي طلاق نمايد، زيرا دادگاه هاي ايران اين حق را در عمل براي زن قائل نيستند. و بر همين منوال اگر آن زن ايراني که با شوهر خود در خارج از کشور زندگي مي کند، براي گرفتن حقوق خود به ايران سفر کند، شوهر او بر مبني قوانين ايران حتي در خارج از کشورهم که باشد، مي تواند زن را ممنوع الخروج نمايد، به اين ترتيب زن بيچار هيچ راهي ندارد. از طرف ديگر، اگر مرد بچه ها را به ايران بياورد نيز راه ها به روي زن کاملا بسته است. حال اين زن شجاع بلژيکي، با پذيرفتن تمام خطرهاي موجود، به ايران سفر کرده، بچه هاي خود را به سفارت بلژيک برده تا براي آنها تقاضاي پناهندگي کند، که البته ظاهرا با فشاربلژيکي ها، دولت ايران حاضر به همکاري شده و اجازه خروج به آنها داده است. اولين باري که اين داستان را خواندم ياد "بدون دخترم هرگز" داستان زن امريکايي که سالها پيش در همين دام گرفتار بود افتادم، واقعا تا چه حد مي توان قوانين خشک و متعصبانه را در دنياي مدرن امروز بدون تغيير نگه داشت؟ Friday, May 07, 2004
اخلاق انگلیسی،
جدای از تمام جنجال ها بر سر شکنجه هایی که در زندان های عراق توسط سربازان امریکایی و بریتانیایی انجام شده است، جالب اینجاست که روزنامه های همان کشور ها و همین طور تلویزیون ها و رادیو های خودشان اولین ها و قوی ترین های معترضان به این اعمال بوده اند، طوری که دیگران تنها مطالب خود این نشریات را منتشر می کنند.
فکر می کنم این جمله قدیمی که هیچ کس به خوبی یک انگلیسی نمی تواند از انگلیسی ها انتقاد کند اینجا خود را نشان می دهد. و جالب تر اینکه هیچ حکم حکومتی دایر بر اینکه سرپوشی بر ماجرا گذاشته شود یا جلوی آبرو ریزی ها گرفته شود صادر نشده است، تا جایی که امروز وزیر دفاع امریکا مجبور به پاسخگویی در سنا شد. ضمنا امروز همه فن حریف یک قدم دیگر به دات کام شدن نزدیک تر شد. لینک ها: کلک خيال انگيز حافظ و موسيقی کلاسيک قرن نوزدهم اروپا مسلمانانی که آمریکا را دوست دارند در ایران هستند نامهای برای فردا که خیلی دیره! ديزنی از توزيع فيلم گزنده مايکل مور درباره بوش خودداری کرد البته عده اي هم که همه چيز را يک بازي حکومتي مي دانند اعتقاد دارند و نوشته اند که اصلاً اين بازي حکومت بوده که فيلم فروش بيشتري کند. گرچه اين اتفاق افتاد و اين فعل و انفعالات در فروش بي نظير مارمولک مؤثر بود ولي باور کنيد که اگر اينقدر امکان هماهنگي در کشور وجود داشت و امکان تنظيم سناريوي اين بازي بود، وضع کشور بهتر از اين مي شد. سارا و ياسمن به بلژيک بازگشتند Thursday, May 06, 2004
قوه قضائیه تعطیل شد،
بند شش: در جريان دستگيري و بازجويي ... از ايذاي افراد نظير بستن چشم و ساير اعضا و تحقير و استخفاف به آنان اجتناب گردد.
نتیجه گیری اول: از این به بعد علاوه بر اینکه چشم متهمان در هنگام بازجویی بسته نمی شود، سایر اعضای متهمان هم بسته نمی شود. نتیجه گیری دوم: تا به حال سایر اعضای متهمان در هنگام بازجویی بسته می شد. وسیله بستن سایر اعضاء متهمان فعلا معلوم نیست. نتیجه گیری سوم: یکی از کارهای بازجویان تا به حال در قوه قضائیه استفاده از وسایلی برای بستن سایر اعضای متهمان بوده است. پیشنهاد: برای رفع هرگونه ابهام پیشنهاد می شود یک دفترچه راهنمای آناتومی مخصوص بازجویی که در آن اعضای بدن متهمان که نباید بسته شوند با تصویر نشان داده شده باشد، چاپ شود تا اعضای مذکور امنیت کامل داشته باشند. سووال: مگر برای بازجویی متهم چه کاری صورت می گیرد که اعضای متهم باید بسته شود؟ بند هفت: بازجويان و ماموران تحقيق از پوشاندن صورت و يا نشستن پشت سر متهم يا بردن آنان به اماكن نامعلوم و كلاٌ اقدام هاي خلاف متعارف خودداري ورزند و به جاي آن از شيوه هاي علمي و فني تحقيق و بازجويي و تكنيك هاي مدرن استفاده شود. سووال اساسی: فرض کنید کسی تشریح کند که کسی که صورتش را پوشانده بود و پشت سر من نشسته بود و مرا به مکانی نامعلوم برده بود و اقدامات خلاف متعارف می کرد و...... به نظر شما این عمل چه شباهتی به بازجویی دارد؟ متن کامل مطلب از وب ابراهیم نبوی Wednesday, May 05, 2004
و بالاخره مارمولک،
هفته پيش به اتفاق سيامک و يک سري ديگه از دوستان رفتيم به ديدن مارمولک، شلوغي دم سالن سينما سپيده، در ساعت 10 شب قابل توجه بود، ما که از قبل بليط رزرو کرده بوديم به راحتي و بدون توي صف ايستادن رفتيم تو.
بعد از چند دقيقه شروع فيلم بازي هميشه جالب پرويز پرستويي که او را با موهاي سفيد و شکم گنده مي ديدم و ديالوگ هاي پخته فيلم جلب توجه مي کردند. صداهاي خنده مردم، حتي خانواده به شدت مذهبي که توي رديف جلوئي ما نشسته بودند گاهي آنقدر بالا مي رفت که شنيدن صداي فيلم را غير ممکن مي کرد. داستان فيلم را فکر مي کنم که همه بدانند، در فيلم توهين آشکاري به روحانيت نبود، اما حرف هايي که مردم توي کوچه و بازار در مورد آخوندها به زبان مي آوردند را مي شد روي پرده سينما اون هم تحت حکومت آخوند ها شنيد، و اين همان بود که همه را بهت زده مي نمود. فيلم مارمولک در شرايط عادي چيزي جز يک کمدي با سوژه هاي نسبتا تکراري نيست. داستان فرار دزدي با وجدان از زندان در لباس مبدل روحانيان، که خود پوشيدن لباس رفتار و مسئوليت هايي را برايش به همراه مي آورد و زندگيش را دگرگون مي کند. جداي از محتواي داستان، بازيگري، کارگرداني يا ديگر جنبه هاي هنري آن، به زبان فيلم گفتن نگفته ها، در سرزميني مثل ايران شجاعتي مي طلب که ظاهرا تنها عده اي چند داراي آن هستند. در طول فيلم کمتر شوخي را مي شود پيدا کرد که قبلا شنيده نشده باشد، اما شنيدن آن از بلند گوهاي سالن سينما لطفي ديگر دارد. فتوا هايي که در مورد، نماز خواندن در قطب شمال يا برخورد زن و مرد در سفينه هاي فضايي داده مي شدند هيچکدام تازگي نداشتند، هر چند که نظر مارمولک در مورد اينکه "همه مردم امکانات فضانوردي ندارند و بنابراين نبايد به روابط پسرها و دخترها زياد سخت گرفت" شايد از بکرترين شوخي هاي فيلم بود. اما امروز: آيت الله جنتي در مورد مارمولک گفته است: "هر چند من فيلم مارمولک را نديده ام اما بر اساس تعريفي که براي من کرده اند (فيلم مارمولک) خيلي بد آموزي دارد و بايد جلوي پخش آن را گرفت." وي همچنين گفت: "در اين فيلم روحاني را به صورت مضحک ساخته اند که البته يا با سوء نيت است يا غير آن، بايد (با آن) برخورد شود چرا که اين گونه فيلم ها مفاسد اجتماعي را در جامعه گسترش مي دهد." لينک ها: جنتي خواستار توقيف فيلم مارمولک شد چرا فيلم مارمولک جذاب است؟ Tuesday, May 04, 2004
آخرين وزيرخارجه حکومت پهلوی درگذشت،
نامه ای برای فردا - به قلم سید محمد خاتمی،
Monday, May 03, 2004
خط ها،
در حالی که خط های قرمز مغز های ایرانی را پر از خون کرده اند، این مردم نسبت به خطوط با رنگ های دیگر هیچ احساسی ندارند. برای مثال خط های سفید روی آسفالت خیابان ها هستند. خط های سفید مقطع جدا کننده لین های خیابان ها و بزرگراه ها که در واقع باید به عنوان خط های جدا کننده و مرز های لین ها (مثل خط های قرمز که مرز ها را مشخص می کنند) به حساب آیند، اصلا بودن و نبودن آنها تاثیری در رانندگی ایرانیان ندارد. یا نمونه دیگر خطوط سفید، خط عابر پیاده است، که نه برای عابران پیاده و نه برای رانندگان کوچکترین معنی ندارد.
شاید یک روز خط قرمز عابر پیاده و خط قرمز ... داشته باشیم. Sunday, May 02, 2004
دختران جرج بوش،
قبلا يک سري عکس هاي نيمه عريان که در واقع منتاژ شده عکس هاي جرج بوش بر بدن مدل هاي زيبا بود را ديده بودم، اما اينها جدا واقعي هستند. ظاهرا، جرج بوش دو دختر دوقلو دارد که حداقل از نظر قيافه به باباشون نرفتن (اگر رفته باشند هم ظاهرا نسخه اصلاح شده اند).
به هر حال سعي خودتون و بکنيد، شايد تونستيم روابط دو کشور رو بهبود بديم.
آیا این تصاوير فراموش خواهند شد؟
Saturday, May 01, 2004
اسطوره،
امروز بعد از ظهر، تلويزيون بي بي سي برنامه اي در مورد نلسون ماندلا پخش مي کرد، گوينده برنامه در آخرين جمله خود مي گفت: "هيچ اسطوره زنده اي نمي تواند در آرامش زندگي کند."
اين جمله را در آن قسمت از داستان زندگي مي گفت، که ماندلا حتي از بازنشستگي خودخواسته در دنياي سياست و مبارزه براي صلح و آزادي خسته شد و به شيوه هاي ديگري به آن بازگشت. اين مرد، شايد جزء معدود مبارزان و آزادي خواهاني باشد که بي نقص ترين چهره هاي موفقيت را به چشم خود ديده است. هرچند که همسر فعلي او در مصاحبه مي گفت، او به دليل اينکه سالهاي جواني خود را در زندان گذرانده بود، تجربه زندگي عادي را ندارد و نمي دانست با بچه ها چطور بايد رفتار کرد و خود او مي گفت که اين را همسرش به او آموخته، اما او در جامعه اي زندگي مي کند که با تمام مشکلات، نه تنها امکان موفقيتش را درون خود جاي داده بود، بلکه امکان لذت بردن او را از آن موفقيت ها برايش مهيا مي نمايد. داشتم افريقاي جنوبي را با ايران مقايسه مي کردم که همچون مادريست که بچه هاي خود را سر مي برد. شمس الواعظين و گنجي و نبوي روزنامه نگارانش که همه مزه زندان چشيده اند، تا اميرکبير و ديگر اصلاح طلبانش که هرکدام به گونه اي حالشان گرفته شد. |
دربــاره همه فن حريف نگاه غير انتقادی همه فن حريف به ديگران...
بــا تـشـكــــــر از | |||