شکستگی،
من هميشه دلونگي رو دولنگي مي خونم، به هر حال الان يک لنگي شدم و زندگي رو با يک پاي واقعي و دو پاي آلومينيومي تجربه مي کنم. توي اين مدت درس هاي زيادي گرفتم.
اول، اينکه همه دوستم دارند يا به قول بوشوگ در سريال Lucky Look همه نوازشم مي کنند. به همين دليل، واسه اينکه خوب استراحت کنم سراغم نميان و اينجا به اندازه کافي سوت و کوره.
دوم، وقتي يک پا داشته باشيد از جوراب هاتون دو برابر مي تونيد استفاده کنيد. ضمنا جوراب هاي يک لنگي رو هم دور نريزيد چون در اين جور مواقع به درد مي خورند.
سوم، ظاهرا يک گروه ديگه هم پا شکسته داشتند وبهشون خوش گذشته اينجا رو کليک کنيد. اينطور به نظر مي رسه که وقتي پا ميشکنه بيشتر خوش مي گذره.
از درس هاي ديگر زندگي يکي اينکه وقتي توي عکس شما يک مامور مخفي سازمان امنيتي با دماغ گنده مي افته دختر رئيس جمهور هم زبونش رو واستون دراز مي کنه!!!!!!!!!!!!!!
خلاصه بعضي از درس هاي ديگر:
ثبات = امنيت
سکون = مرگ
پيشرفت = تغيير و تحول
در آخر هم اگر انگلیسی بلدید این رو بخونيد :
15 years Ago...
-----------------------------------------------------------
1. An application was for employment
2. A program was a television show
3. Windows were something you hated to clean
4. A keyboard was a piano
5. Memory was something you lost with age
6. Compress was something you did to garbage
7. If you unzipped in public you went to jail
8. Log on was adding wood to a fire
9. A hard drive was a long trip on the road
10. And a backup happened to your toilet
11. Cut you did with scissors
12. Paste you did with glue
13. A web was a spider's home
14. And a virus was the flu!!!
WOW , HOW TIMES HAVE CHANGED EVEYTHING!
لينک ها:
قصه لنگه کفش و سیندرلا و پسر حاکم
تشييع جنازه رئيس جمهور اتريش